نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در تبیین همبستگی بین سیستم فعال‌سازی رفتاری و سیستم بازداری رفتاری با افسردگی

doi
چکیده

افسردگی از شایع‌ترین اختلالات روانی است. کاوش عوامل آسیب پذیری این اختلال و نحوه رابطه این عوامل با یکدیگر همچنان به عنوان مساله‌ا‌ی اساسی در سلامت روانی مطرح است. هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در تبیین همبستگی بین سیستم فعال‌سازی رفتاری و بازداری رفتاری با افسردگی بود. برای این منظور طی یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی 200 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اهواز با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و از نظر دشواری در تنظیم هیجان، سیستم فعال‌سازی و بازداری رفتاری، و افسردگی مورد آزمون قرار گرفتند. ارزیابی الگو ساختاری با استفاده از شاخص‌های آماری نشان داد بازداری رفتاری همبستگی معنا‌داری با افسردگی دارد. یافته ها نشان داد همبستگی مستقیم فعال‌سازی رفتاری با افسردگی و همبستگی دشواری در تنظیم هیجان با افسردگی معنا‌دار نیستند. بنابراین، می‌توان مدعی شد که الگوی فرضی نسبت به الگوی رقیب، بهتر می‌تواند روابط بین متغیرهای پژوهش را تبیین کند. دشواری در تنظیم هیجان یک متغیر واسطه‌ای در رابطه فعال‌سازی رفتاری و بازداری رفتاری با افسردگی محسوب می‌شود و با کنترل این متغیر می‌توان نقش فعال‌سازی رفتاری و بازداری رفتاری را بر علایم افسردگی کنترل نمود.