نشانهشناسی نقوش سردرها در بافت تاریخی تهران، براساس رمزگان چندلر
نویسندگان
1 دانشآموختۀ ارشد هنر، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاداسلامی، اسلامشهر، ایران.
2 استادیارگروه هنر، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاداسلامی، اسلامشهر، ایران
doi
10.30486/PIA.2024.2001377.8579چکیده
باتوجه به آنکه نقوش بهکاررفته در سردرهای دوران قاجار، دارای مضامینی است که ارزشهای بصری فراوان دارد؛ هدف این پژوهش، شناخت ویژگیهای تجسمی در نقوش سه سردر منتخب خیابان فروزش، خیابان مولوی و سردر وکیلالتجار در بافت تاریخی تهران که کمتر مورد مطالعه قرار گرفتهاست. علت انتخاب این سه سردر از میان موارد مشابه، ظرفیت تحلیل نقوش آنها از منظر نشانهشناسی بهطور عام و از منظر رمزگان دنیل چندلر، یعنی رمزگانهای اجتماعی، متنی، تفسیری، ادراکی و واقعگرایی بهطور خاص بودهاست. این پژوهش به صورت کیفی و مبتنی بر دادههای برآمده از اطلاعات کتابخانهای و مشاهده نمونههای موردی است که به توصیف و تحلیل نقوش باتکیه بر آرای نشانهشناسی دنیل چندلر میپردازد. با توجه وتدقیق در نقوش سردرهای مورد مطالعه و براساس تفسیر رمزگان چندلر در متن تصویری و نوشتاری، نتایج زیر حاصل میشود: از منظر رمزگان اجتماعی، وجود سبک تلفیقی بازتابدهنده تبادل فرهنگی میان حاکمان قاجار و غرب بودهاست. از منظر رمزگان متنی، سردرهای مورد مطالعه شامل نقوش آجرکاری، کاشیکاری در متن تجسمی عناصر اسلیمی، ختایی، پرندگان و گاهی آیات نوشتاری، تبیین میشود. در خوانش ارجح از رمزگان تفسیری این عناصر، جلوهای از اقتدار شاهانه و همچنین اهمیت زندگی در سایۀ ایمان به پروردگار یکتا و ثمرات ایمان فرد مسلمان را توضیح میدهد. رمزگان ادراکی، براساس مشابهت عناصر موجود در نقوش سه سردر تفسیر میشود. درنهایت از منظر رمزگان واقعگرایی بهصورت نمادین بینش هنرمند و مخاطب از عناصر طبیعی باغ و بوستان و مرغزار را نشان میدهد.