مقایسة زبان زنانه و مردانه در داستان‌های ابراهیم گلستان و منیرو روانی‌پور از منظر زبان‌شناسیِ جنسیّت و جامعه‌شناسی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد خوی، دانشگاه آزاد اسلامی، خوی، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد خوی، دانشگاه آزاد اسلامی، خوی، ایران

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد خوی، دانشگاه آزاد اسلامی، خوی، ایران. (نویسنده مسئول).

doi
چکیده

در جامعه شناسی زبان، بر متغیّر جنسیّت در کنار مؤلفه‌های دیگر به‌عنوان یک عامل مؤثّر بر زبان تأکید شده است. در این پژوهش با تکیه بر روش کتابخانه ای، مؤلفه‌های زبانِ زنانه و مردانه، در دو داستان مدّ و مه از ابراهیم گلستان و کنیزو از منیرو روانی پور در تطابق با نظریات زبان شناسان جنسیّت مانند لیکاف و سایر زبان شناسان، در بستر فرهنگی و اجتماعی جامعة داستانی مورد بررسی قرار گرفته اند. علیرغم سازگاری نتیجة تحقیق در بیشتر متغیّرها با نظریات لیکاف و زبان شناسان، جامعه و تفاوت های فرهنگی، در متغیّر های صفات عاطفی، جملات تعدیلی و تصدیقی کتاب مدّ و مه و متغیر دشواژه در کتاب کنیزو بر جنسیّت زبان و ادبیات آن مؤثر بوده است.