بازخوانی تصویر بهشت در مولّفه‌های مکانی، خیابان چهارباغ عباسی بر‌اساس نظریهی گفتمان لاکلا و موفه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری شهرسازی، گروه شهرسازی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران /مرکز تحقیقات گردشگری، معماری و شهرسازی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

2 دانشیار، گروه شهرسازی، دانشگاه هنر، اصفهان، ایران

3 استادیار، گروه شهرسازی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران /مرکز تحقیقات گردشگری، معماری و شهرسازی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

doi
10.30486/PIA.2024.14031188903
چکیده

تلاش برای ساختن بهشت بر روی زمین، از دیرباز در باور بسیاری از فرهنگ‌ها وجود داشته‌است. چهارباغ اصفهان با باغ­ها، نهرهای آب و ردیف درختان، یکی از جلوه‌های‌ این‌اندیشه و باور، در سرزمین‌‌ ایران است. ‌این پژوهش، با رویکرد تفسیری و با بهره‌گیری از نظریه‌ی گفتمان لاکلا و موفه،  به خوانش و تحلیل مولّفه‌های مکانی خیابان چهارباغ عباسی پرداخته‌است. در‌ این مطالعه، بنیان‌های حکمی و فلسفی گفتمان آرمان‌شهر عصر صفوی و چگونگی تجلی معانی و مفاهیم‌ این گفتمان در مولفه‌های مکانی خیابان چهارباغ عباسی بررسی شده‌است. یافته‌های پژوهش، نشان می‌دهد که ساختار معماری و شهرسازی خیابان چهارباغ، متاثر از گفتمانی است که به‌دنبال خلق آرمان‌شهر‌‌ایرانی- اسلامی در پایتخت عصر صفوی است. آرمان‌شهری که به‌دنبال‌‌ ایجاد بهشتی زمینی است. عناصر طبیعی و مصنوع و معماری باغ‌های پیرامون  خیابان چهارباغ عباسی در وحدت با یکدیگر، تصویری از بهشت موعود را بازنمایی می‌کنند.‌ این عناصر، نه‌تنها کاربردی زیبایی‌شناسانه داشته‌اند؛ بلکه به‌عنوان بخش‌هایی ضروری از یک روایت فلسفی و فرهنگی بزرگتر، عمل می‌کنند که هدف آن، بازتاب یک دیدگاه آرمانی از زندگی انسان، در هماهنگی با طبیعت و نظم الهی است. خوانش‌ این روایت‌ها،  نشان می‌دهد که مفاهیم معنوی، چگونه می‌توانند، در خلق فضاهای شهری معنادار و با هویت، تأثیرگذار باشند