واکاوی ریشهها و تحلیل تبارشناسانه مؤلفههای زمینهای موثر در شکلگیری مرز- فضاهای خاکستری در معماری معاصر ایران «رهیافت نظریهی دادهبنیاد»
نویسندگان
doi
10.30486/PIA.2024.140310221196152چکیده
مرز-فضاهای خاکستری، دستهای از فضاهای درجه سوم هستند که بهجهت ماهیت وجودی، کمتر مورد توجه قرارگرفتهاند. این آستانههای فضایی در دوران معاصر، به دلایل گوناگون، گاهی محو و مبهم شدهاند. این امر بیشتر به این دلیل است که، تحلیل ادبیات موجود مرتبط با موضوع مالکیت فضاها، بیشتر معطوف به فضاهای شناختهشده و یا فضاهای مربوط به یک گونهی مشخص بوده و به فضاهای آستانهای بین دو نوع مالکیت بهطور خاص کمتر اشارهشده و مورد بحث و نقد قرار گرفتهاست. در این راستا، بازخوانی و تحلیل تبارشناسانهی این فضاها توانست، به شناخت زمینههای شکلگیری آنها بیانجامد. رویکرد استفادهشده در این پژوهش، بهصورت کیفی با رهیافت نظریهی داده بنیاد میباشد. بر این اساس و در پاسخ به پرسش «چیستی» پژوهش، علل زمینهای موثر با استفاده از کدگذاری متون بهدستآمده از مصاحبهها، به دستیابی و استخراج 18 مفهوم اصلی و 10 مقوله، منجر شد. در قسمت «چگونگی»، نسبت و نحوهی ارتباط مفاهیم و مقولههای بهدستآمده، توصیف و تفسیر گردید. یافتههای این پژوهش، در سه سطح کیفی خرد سطحبندی شده، و هرکدام، بهمنظور دستیابی به اهداف پژوهش، بازخوانی و تدوین شدهاند. این یافتهها نشان داد، مقولههای بهدست آمده از کدگذاری انتخابی در خلق نظریه دادهبنیاد، در قالب مضامین سهگانه «ماهوی»، «کالبدی» و «مرزی» قابل تقسیم بوده، و این مضامین، هرچند زمینه را برای شکلگیری انواع تجربیات و فعالیتها در فضاهای آستانهای فراهم کرده؛ اما علت و خاستگاه اصلی شکلگیری این مرز-فضاها نمیباشند