مدل یابی معادلات ساختاری تفسیری برای پیاده سازی هوشمندی کسب وکار درکسب وکارهای کوچک و متوسط

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد مدیریت کسب و کار، واحد رفسنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، رفسنجان، ایران.

2 استادیار، گروه مدیریت واحد رفسنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، رفسنجان، ایران

3 استادیار، گروه مدیریت ، واحد رفسنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران.

doi
10.71677/thr.2026.1205413
چکیده

زمینه و هدف: ارزیابی رشد هوشمندی کسب‌وکار در سازمان به اصلاح نقاط ضعف و افزایش توانایی سازمان کمک کرده و درنتیجه به شکلی بسیار مؤثر، منجر به بهبود عملکرد و افزایش اثربخشی سیستم‌های هوشمندی کسب‌وکار می‌شود. هدف این مدل‌یابی معادلات ساختاری تفسیری برای پیاده‌سازی هوشمندی کسب‌وکار در کسب‌وکارهای کوچک و متوسط می باشد. روش تحقیق: روش پژوهش کمی از نوع توصیفی- تحلیلی و از نظر هدف کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش را متخصصین آگاه به موضوع هوشمندی کسب‌وکار تشکیل دادند. حجم نمونه 17 نفر بود که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. به‌منظور گردآوری اطلاعات از مطالعات کتابخانه و پرسشنامه استفاده شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و EXCEL انجام‌شد. یافته ها: یافته ها نشان می‌دهد هوشمندی کسب‌وکار در کسب‌وکارهای کوچک و متوسط از سه‌سطح تشکیل‌شده است. در سطح اول، شاخص‌های «عوامل محیطی»، «عوامل رقابتی»، «عوامل مربوط به مشتری» و «عوامل فرهنگی و سیاسی» قرارگرفته است. به عبارتی شاخص‌های مذکور بیشترین تأثیر را از سایر شاخص‌های پژوهش می‌پذیرند. شاخص‌های قرارگرفته در سطح دوم بر شاخص‌های سطح اول تأثیر گذاشته و از شاخص‌های سطح سوم تأثیر می‌پذیرند. در سطح دوم مدل، شاخص «عوامل فناوری» و در سطح سوم نیز شاخص‌های «عوامل فردی»، «عوامل مالی» و «عوامل مدیریتی» قرارگرفته است که بیشترین تأثیر را بر شاخص‌های سطح پایین‌تر دارد. نتیجه گیری: مدیران با اتکا به هوشمندی کسب‌وکار، نبض امور کسب ‌وکار شرکت را به همراه اوضاع رقابت در دست می‌گیرند و با بهره‌مندی از گزارشات بروز می‌توانند فرصت‌های بیشتری برای واکنش در برابر شرایط حاصل از تغییرات سریع بازار داشته و سازمان خود را در شرایط بحرانی، رهبری کنند.