رفتار، آگاهی، آسیب شناسی و درمان در رواندرمانی یکپارچه نگر
نویسندگان
1 واحد دانشگاه علوم پزشکی تهران آزاد اسلامی
2 دپارتمان روان شناسی بالینی، دانشگاه علوم پزشكي تهران آزاد اسلامي، تهران، ايران (نویسنده مسوول)
doi
چکیده
در این مقاله با رویکردی یکپارچهنگر به تبیین رفتار، آگاهی، آسیب شناسی و رواندرمانی پرداخته و نشان دادیم که رواندرمانی یک مداخله پویای زیستی، رفتاری، هیجانی و معناشناختی است. از این منظر، نه صرفاً بر یک بُعد (مثلاً شناخت یا رفتار یا زیستشناسی)، بلکه با شناخت تعاملات چندساحتی روان انسان، فرایند درمان را در بستری زنده، درحالتغییر و معنادار هدایت میکند؛ مداخلهای که در آن مغز تغییر میکند، رفتار شکل میگیرد، هیجان تجربه میشود و معنا ساخته میشود. در این چارچوب، یادگیری انسانی فرآیندی فعال، بازسازیکننده و معناساز است که در شکلگیری ساختار روانی، خود و ناهشیار، نقش محوری دارد. ما ناهشیار را بهعنوان ذخیرهگاه تجربههای هیجانی و رابطهای شکلگرفته در سالهای اولیه زندگی، در قالب الگوهای رفتاری و هیجانی میبینیم که در بزرگسالی فعال میشود و در پویاییهای روانی مانند تعارض، انتقال، دفاع و تکرار الگوهای رفتاری، هیجانی و ذهنی نمایان میشود. رواندرمانی زمانی رخ میدهد که تجربه فعلی بتواند تجربههای گذشته را بازگشایی کرده و فرصت بازآموزی را برای درمانجو فراهم آورد. ما در این مقاله نشان دادیم که مواجهه آگاهانه با هستی و ساخت معنا در دل بحرانهای زندگی، بدون یادگیریهای درونیشده، ممکن نیست. ما در رواندرمانی یکپارچه، اعتقاد داریم میل، سرچشمه حرکت، تعارض، مسیرِ پالایش و آگاهی، مقصدِ وحدت است و زیستنِ انسان سالم، نه در حذف میل، نه در فرار از تعارض و فراموشی ناایمنی، بلکه در آگاه شدن از هر دو و تبدیل آنها به معنا و ایمنی است. بدینگونه، رواندرمانی یکپارچه، نه اصلاحِ رفتار، نه صرفِ تفسیرِ ناخودآگاه، بلکه فرآیندِ بیداریِ چندبُعدیِ انسان از بدن تا معنا، از میل تا خویشتن است.