روان درمانی یکپارجه نگر به مثابه هنر علمی
نویسندگان
1 دپارتمان روان شناسی بالینی، دانشگاه علوم پزشکی تهران آزاد اسالمی، تهران، ایران
2 واحد دانشگاه علوم پزشکی تهران آزاد اسلامی
3 دپارتمان روان شناسی بالینی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسالمی، رودهن، ایران
doi
چکیده
روان درمانی، در مرز میان علم و هنر و تلفیقی از فنون و حضور انسانی است. آنچه این رویکرد را متمایز می سازد، پایبندی به مبانی علمی روان درمانی همراه با انعطاف در مواجهه با انسان یکتا و پیچیده ای است که در برابر ما نشسته است. در این معنا، روان درمانی یکپارچه نگر علمی مبتنی بر شواهد، نظریه ها و داده ها و در عین حال، هنری است که در لحظه، با تمام وجود درمانگر خلق و به تجربه ای بدل می شود که نه تنها تسکین می دهد، بلکه می آفریند، باز می سازد، میزید و فضایی انسانی و مبتنی بر خالق، حضور و اصالت برای ترمیم می آفریند که درمانجو در آن، بدون تهدید، در حضور دیگری،خود را تجربه می کند. درمانگر نه صرفاً مجری تکنیک، بلکه خویشتنی موجود و مؤثر در میدان است. این نوع از روان درمانی با دانش و مهارت، حضور، خودآگاهی و آمادگی روانیِ درمانگر معنا می یابد. درمانگر، در روان درمانی یکپارچه نگر، با همه ی دانسته ها و تکنیکهای خود، بخشی از رابطه ای زنده و پویا با درمانجو است که با تاثیر و تأثرهای متقابل شکل می گیرد. او شخصیتی است که با حضور تنظیم شده، خودآگاهی رشد یافته و هنر ماندن در تجربه دشوار مراجع، توانایی تحمل رنج دیگری و ماندن در هیجان، پرورش می یابد و به تغییر مراجع کمک می کند. رویکرد یکپارچه نگر می داند که هیچ نظریهای به تنهایی کفایت ندارد و هیچ مداخلهای بدون رابطه ای زنده مؤثر نخواهد بود. در این رویکرد، دانش نظری، تمرین بالینی، و رشد شخصی درمانگر، همچون رنگهای یک تابلوی زنده، در لحظه درمان، ترکیب می شوند. به همین دلیل، روان درمانی یکپارچه نگر، هنر علمی حضور یافتن با دیگری در میدان رنج، و ساختن امکان برای دگرگونی است.