واکاوی مولفههای حس تعلق به مکان با رویکرد نشانهشناسی در نقاشی کودکان بیسرپرست (مطالعه موردی: مراکز نگهداری اصفهان)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه معماری، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران.
2 استادیار،گروه معماری، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد
doi
10.30486/PIA.2025.140311171198710چکیده
حس تعلق به مکان یکی از اساسیترین عوامل در تأمین سلامت روان و رشد اجتماعی کودکان است؛ بااینحال، تجربه زیستی کودکان بیسرپرست در مراکز نگهداری غالباً با تضعیف این حس همراه بوده و پیامدهایی چون احساس بیگانگی، انزوا و کاهش کیفیت زندگی را بهدنبال دارد. با توجه به اهمیت شناسایی ریشهها و نشانههای این پدیده برای ارتقای محیطهای زندگی کودکمحور، هدف پژوهش حاضر واکاوی نشانههای بصری تعلق یا عدم تعلق به مکان در نقاشی کودکان بیسرپرست است. جامعه آماری شامل تمامی کودکان ۷ تا ۱۲ سال سه مرکز نگهداری شهر اصفهان بود که از میان آنها ۳۰ کودک (۱۵ دختر و ۱۵ پسر) به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها از طریق نقاشی آزاد و مصاحبه کوتاه گردآوری و با استفاده از رویکرد نشانهشناختی سهسطحی (نماد، شمایل و نمایه) مبتنی بر دیدگاه بارت و پیرس و به کمک نرمافزار مکس کیودا 1 نسخه ۲۰۲۲ تحلیل شد. نتایج نشان داد، حضور عناصر بصری مانند خانه، پنجره، آسمان، درخت و رنگهای گرم و روشن در نقاشیها بیانگر پیوند عاطفی و حس تعلق مکانی است؛ درمقابل، استفاده از فضاهای بسته، حصارها، خطوط شکسته یا تیره و رنگهای سرد، بازتابی از بیگانگی یا ضعف پیوند با محیط میباشد. یافتهها بر ضرورت بازاندیشی و بهبود طراحی فضاهای مراکز نگهداری با تأکید بر شاخصهای عینی و نمادین تعلق به مکان تأکید میکند.