سیر تحول زیبایی‌شناسی مد مفهومی در ایران (با رویکرد پدیدارشناسی مارک جانسون)

نویسندگان

1 دانشیار، گروه پژوهش هنر، دانشکدۀ هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری تخصصی پژوهش هنر، گروه هنر، دانشکدۀ عمران، معماری و هنر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 دانشیار گروه طراحی پارچه و لباس، دانشکدۀ هنر، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

doi
10.30486/PIA.2025.140407161220576
چکیده

امروزه استفاده از پارچه و لباس به ابزاری برای بیان هنرمندانه بدل گشته است. در این میان، مد مفهومی به‌عنوان شاخه‌ای از مد که هدف آن نمایش ایده و مفهوم هنرمند است، جایگاه ویژه‌ای یافته است. با توجه به پیوند ناگسستنی لباس و بدن، در این پژوهش از نظریه‌های زیبایی‌شناسانۀ مارک‌جانسون استفاده شده است. او زیبایی‌شناسی را صرفاً امری انتزاعی نمی‌داند؛ بلکه تجربه‌ای بدنمند و اجتماعی می‌داند که در پیوند با رابطۀ بدن-ذهن و تعامل با محیط فرهنگی شکل می‌گیرد. هدف این پژوهش، واکاوی تطوّر مَد مفهومی در ایران و تبیین آن از منظر زیبایی‌شناسی بدنمند است؛ بدین منظور، سه دورۀ تاریخی از ظهور مد مفهومی در ایران شناسایی شده و هر دوره، دو هنرمند به‌صورت هدفمند مورد بررسی قرار گرفته‌اند. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و گردآوری داده‌ها به‌صورت اسنادی (کتابخانه‌ای) انجام گرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد، از زمان گسترش مد مفهومی در ایران می‌توان، سه شیوۀ بیانی را برشمرد: در دورۀ نخست، تغییرات فرمی چندانی نسبت به لباس‌های کاربردی مشاهده نمی‌شود و لباس بیشتر حامل نشانه‌های فرهنگی است. در دورۀ دوم، لباس به‌تدریج ماهیتی مفهومی می‌یابد و وارد گفتمان‌های انتقادی اجتماعی می‌شود؛ به‌گونه‌ای که، به رد یا تأیید مسائل فرهنگی و اجتماعی می‌پردازد. در دورۀ سوم، بیان بدنمندانه اهمیت پیدا می‌کند؛ به این معنا که مفهوم لباس و مسائل فرهنگی در پیوندی مستقیم با بدن و تجربۀ پوشیدن معنا می‌یابد. این روند، نشان‌دهندۀ سیر تکاملی مد مفهومی در ایران از سطح بازنمایی نمادین تا تجربۀ بدنمند و زیباشناختی است.