واکاوی ریشههای انسانشناسانه نقد بومگرا
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دهاقان، دانشگاه آزاد اسلامی، دهاقان، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دهاقان، دانشگاه آزاد اسلامی، دهاقان، ایران.
3 دانشجوی دکتری زبان وادبیات فارسی، واحد دهاقان، دانشگاه آزاد اسلامی
doi
چکیده
در پی ظهور مدرنیسم و آسیبهای جدی قرن بیست و بیست و یکم به طبیعت بهعنوان زیستبوم انسانها و خطر نابودی آن، پژوهشگران حوزه ادبیات نقد بومگرا را به¬عنوان دانشی نو معرفی کردند. رویکردی که به ارتباط ادبیات و هنر و طبیعت و تأثیر متقابل آنها میپردازد تا شاید با تمرکز بر این موضوع ملاحظاتی در خصوص حفظ و حراست از زیستگاه از سوی جامعه انسانی در نظر گرفته شود. هرچند کنش و رفتار انسان با دگرگونی نظام ساختار اجتماعی و تحت تأثیر فلسفه نگاه به زندگی تغییر میکند اما آنچه سبب رابطه رفاقتی یا رقابتی با طبیعت، یگانه شدن یا تفوق بر آن میشود، ریشههایی در روان انسان دارد که پیشینی و بسیار بنیانیتر از روساختهاست. در این مقاله که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است، سعی بر آن بوده که ریشه آسیب به طبیعت که سبب شکل گرفتن نقد بومگرا شده مورد بررسی قرار گیرد. مؤلفههایی چون ترس از طبیعت، جاندارپنداری طبیعت، وجود و حضور نظام مادر تبار و بالاخره مدرنیته که هرکدام در برهه خاص زمانی حد و حدود و چرایی و چگونگی رابطه و رفتار را تعیین کردهاند و البته نقش و مناسبات قدرت در این تأثیر و تاثر نیز قابل توجه است.