مطالعۀ تطبیقی شاخص‌های معماری بومی موقت (مطالعۀ موردی:

نویسندگان

1 استادیار، گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران/ مرکز تحقیقات گردشگری، معماری و شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران

2 دانشجوی دکتری، دانشکده معماری و شهرسازی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران/ مرکز تحقیقات گردشگری، معماری و شهرسازی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

doi
10.30486/PIA.2025.140408011222193
چکیده

اقامتگاه‌های موقت عشایر، همچون سیاه‌چادر و یورت، بخشی بنیادین از معماری بومی‌اند که در تعامل مستقیم با محیط و نیازهای اقلیمی، شیوه معیشت و ساختار فرهنگی جوامع کوچ‌نشین، شکل‌گرفته‌اند. با وجود مطالعات متعدد دربارۀ جنبه‌های اجتماعی و مردم‌شناختی عشایر، مطالعۀ ساختاری و تطبیقی این اقامتگاه‌ها، کمتر مورد توجه قرار گرفته و این پژوهش باهدف شناخت شاخص‌های معماری بومی موقت در اقامتگاه‌های عشایر ایران (سیاه‌چادر) و آسیای مرکزی (یورت) و تحلیل تطبیقی آن‌ها انجام‌شده است. در پژوهش حاضر، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اسنادی، شاخص‌های معماری براساس نظریه راپاپورت، در سه سطح کالبدی (فرم، مصالح، سازه)، کارکردی (سازگاری اقلیمی، انعطاف‌پذیری) و فرهنگی (الگوهای فضایی، نمادها) بررسی شده‌اند. یافته‌ها نشان‌می‌دهد، این اقامتگاه‌ها علی‌رغم تفاوت‌های ظاهری، اصول مشترکی از دانش بومی را در پاسخ به نیازهای زیستی و هماهنگی با اکوسیستم به کار می‌گیرند؛ ازجمله، استفاده از مصالح طبیعی و بازیافت‌پذیر، سازه‌های انعطاف‌پذیر، الگوهای تهویه و عایق‌بندی طبیعی و سلسله‌مراتب فضایی مبتنی بر ساختار اجتماعی. نتایج نشان‌می‌دهد، سیاه‌چادر و یورت، هر دو بر اصول مشترکی چون سازۀ سبک و قابل‌حمل، مصالح اقتصادی، تهویه طبیعی و سازمان فضایی متمرکز استوارند؛ اصولی که امکان سازگاری مؤثر با شرایط اقلیمی و الگوی سکونت کوتاه‌مدت را فراهم می‌کنند. این الگوها چهارچوبی کارآمد از پایداری اجتماعی ارائه می‌دهند که می‌تواند، در طراحی معاصر (به‌ویژه در معماری شرایط اضطراری و سازه‌های اسکان موقت) به کار گرفته شود. براین‌اساس، مطالعۀ حاضر بر اهمیت بهره‌گیری تلفیقی از دانش بومی و فناوری‌های نوین در توسعۀ راهکارهای پایدار تأکید می‌کند.