تحلیل نمادشناختی حکمتبنیان نقوش فرش ترکمن: بازخوانی همزیستی شمنیسم و اسلام در «عالم مثال» هنر فرش عشایری
نویسندگان
1
2
doi
10.30486/PIA.2026.1231360چکیده
فرش ترکمن بهعنوان یکی از برجستهترین جلوههای هنر عشایری، حامل لایهای عمیق از معنا و بازتابی از جهانبینی پیچیدهی قبیله است. این پژوهش به تحلیل نمادشناختی نقوش فرش ترکمن و واکاوی فرآیند تلفیق پویای دو نظام اعتقادی شمنیستی و اسلامی در بافت این هنر میپردازد. مطالعه با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی انجام میشود و دادههای آن از طریق مطالعهی اسنادیِ نظاممند منابع دست اول گردآوری میگردد. یافتهها نشان میدهد، نقوشی مانند «قوچقوچاق» (نماد قدرت و حفاظت) و «آیناقگول» (نماد زایش و کیهان) ریشه در باورهای شمنیستی دارند؛ درحالیکه، طرحهایی چون «قالیچۀ مهرابی» (جهتگیری معنوی) و «بتهجقه» (نماد سرو و درخت طوبی) متأثر از صور مثالی و مفاهیم جاودانِ هنر اسلامی هستند. این دو جریان، در قالب یک «همزیستی نمادین» فعال و معناساز، کلیتی یکپارچه و تابآور تشکیل میدهند. این تلفیق عمیق، بر اساس چهارچوب حکمت هنر اسلامی، شامل اصل «وحدت در کثرت» بهعنوان کلید تفسیر کثرت صوری و نظریه ی «عالم مثال» بهمثابه عرصهی تجلی این وحدت، تحلیل میشود؛ از این منظر، نقوش بهعنوان آیات و شواهدی بر یک حقیقت متعالی در نظر گرفته میشوند؛ همچنین، فرش در نقش «حافظه جمعی» و «متن فرهنگی» زنده، از طریق نمادهایی مانند «گلهای ایلی»، هویت قبیلهای و روایتهای تاریخی را به شیوهای عینی و ملموس نسل به نسل انتقال میدهد. این مطالعه بر ضرورت حفظ هوشمندانه این میراث و الگوبرداری از چهارچوب تحلیلی آن برای درک هنر سنتی تأکید دارد.