خوانش تطبیقیِ تأثیر شاخص‌های تایپومورفولوژیک و جایگاه شبکۀ فضایی بر دگردیسی مرز-فضاهای خاکستری؛ مطالعۀ موردی: منطقه ۱۲ تهران

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه معماری، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار، گروه معماری، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 استادیار،گروه معماری، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران. ایران

doi
10.30486/PIA.2026.1235095
چکیده

تحولات فضایی در معماری معاصر ایران را نمی‌توان، تنها در دگرگونی‌های ظاهری و شکلی خلاصه کرد؛ این تحولات در لایه‌های عمیق‌تر ساختار فضایی، شیوه قطعه‌بندی زمین و نحوه شکل‌گیری مرزهای فضایی نیز قابل بررسی است. در این میان، «مرز-فضاهای خاکستری» به‌مثابۀ گونه‌ای از فضاهای بینابینی، نه‌فقط عناصر کالبدی، بلکه عرصه‌هایی چندلایه و واسطه‌ای‌اند که بازتاب تحولات مالکیتی، اجتماعی و سیاسی در ساختار فضایی معاصر را نمایان می‌کنند. علی‌رغم اهمیت این فضاها، تحلیل ساختاری این مرز-فضاها در پیوند با شاخص‌های مورفولوژیک و شبکه‌ ارتباطی- فضایی کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ ازاین‌رو، بررسی تحولات فضایی و دگردیسی‌های شکل‌گرفته برای فهم منطق تحول فضا در دوران معاصر، ضرورتی نظری و کاربردی دارد. پرسش این پژوهش آن است که دگردیسی در مرز–فضاهای خاکستری در چه شرایط مورفولوژیک و در چه وضعیت ارتباطی‌ رخ می‌دهد و چگونه در ساختار فضایی قابل تحلیل است. به‌منظور پاسخ به این پرسش‌‌ها، از رویکرد «کیفی با غلبۀ  تفسیری -استقرایی» در قالب یک «طرح آمیخته تعبیه‌شده» استفاده می‌شود. مطالعه بر پایه تحلیل تایپومورفولوژیک و جایگاه شبکه‌های ارتباطی در چهار واحد منتخب از منطقه ۱۲ تهران انجام شده و شاخص‌های ساختاری-فضایی از طریق هم‌سنجی تحلیل‌های کیفی و کمی ارزیابی شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد، شکل‌گیری این مرزها وابسته به ریزدانگی کنترل‌شده، عمق مناسب قطعات، نسبت متعادل توده و فضای باز و نیز استقرار در موقعیت نیمه‌مرکزی شبکه ارتباطی است؛ وضعیتی که به ضخیم‌شدن مرز و تبدیل آن به میدان فضایی لایه‌مند می‌انجامد. استفاده از این چهارچوب تحلیلی می‌تواند، در توسعۀ مطالعات تطبیقی در انواع فضاهای بینابینی مورد استفاده قرار گیرد.