روانشناسی ترس و امنیت سازی در سیاست بین الملل
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه روابط بین الملل،واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی،اهواز،ایران.
2 استادیار گروه علوم سیاسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی،واحد اهواز،دانشگاه آزاد اسلامی،اهواز،ایران.
3 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری،دانشگاه آزاد اسلامي،اهواز،ايران.
doi
https://doi.org/10.61186/jsp.1198257چکیده
هدف این مقاله بررسی این نکته است که چگونه دولتها میتوانند از ترس بهعنوان ابزاری برای تأثیرگذاری بر رفتار و نگرشهای عمومی استفاده کنند و چگونه این فرآیند میتواند منجر به تحولاتی در روابط بینالملل و سیاستهای امنیتی بینالمللی گردد. این پژوهش همچنین به تحلیل برخی از پیامدهای منفی و بلندمدت استفاده از ترس در سیاستگذاریها میپردازد و به چالشهای اخلاقی و حقوقی آن اشاره میکند. روش این تحقیق از نوع تحلیل کیفی بود که به بررسی تأثیر ترس جمعی بر امنیتسازی و سیاستهای امنیتی در آمریکا پس از حملات 11 سپتامبر 2001 میپردازد. با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، یافتهها نشان دهنده این مساله می باشند که دولتها از ترس بهعنوان ابزاری برای مشروعیتبخشی به سیاستهای امنیتی استفاده و آن را به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهدافی که در بین جامعه چالش برانگیز است می نمایند. از جمله پیامدهای منفی استفاده از ترس در سیاستگذاری ها می توان به تضعیف حقوق شهروندی، افزایش اختیارات دولت، نقض حریم خصوصی و غیره اشاره نمود. در پایان این پژوهش با توجه به داده های یافت شده به عنوان نتیجه تأکید گردید که امنیتسازی مبتنی بر ترس میتواند تأثیرات منفی بر حقوق بشر بینالمللی نیز داشته باشد.