مدل ساختاری ارتقاء عملکرد شغلی معلمان: تأثیر سرمایه اجتماعی و خودکارآمدی از طریق میانجی‌گری سرسختی روان‌شناختی

doi
چکیده

هدف پژوهش، بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی و خودکارآمدی بر عملکرد شغلی معلمان با نقش میانجی سرسختی روان‌شناختی بود. پژوهش از نوع همبستگی و با رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) انجام شد. جامعه آماری شامل معلمان مرد مدارس ابتدایی شهرستان دره‌شهر بود که از میان آن‌ها 108 نفر به روش تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل چهار پرسشنامه استاندارد بود و تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار Smart-PLS 3 انجام گرفت. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که خودکارآمدی تأثیر مستقیم و معناداری بر عملکرد شغلی معلمان دارد (β = 0.42, p < 0.001)، همچنین سرمایه اجتماعی نیز عملکرد شغلی را به‌طور مستقیم تحت تأثیر قرار می‌دهد (β = 0.29, p = 0.015). از سوی دیگر، هر دو متغیر سرمایه اجتماعی و خودکارآمدی تأثیر معناداری بر سرسختی روان‌شناختی داشتند (به‌ترتیب β = 0.34 و β = 0.43، p < 0.001). همچنین، سرسختی روان‌شناختی نیز عملکرد شغلی را پیش‌بینی می‌کرد (β = 0.21, p = 0.014) و در رابطه بین خودکارآمدی و عملکرد شغلی نقش میانجی ایفا کرد (β = 0.09, p = 0.036)، اما نقش میانجی آن در مسیر سرمایه اجتماعی معنادار نبود (β = 0.07, p = 0.053). ارزیابی کیفیت مدل نشان داد که مقدار R² برای عملکرد شغلی برابر با 67/0 و برای سرسختی روان‌شناختی برابر با 50/0 بود که بیانگر قدرت تبیین بالای مدل است. شاخص‌های Q² (عملکرد شغلی: 42/0؛ سرسختی: 30/0) نیز دلالت بر برازش پیش‌بینی خوب مدل دارند. شاخص اندازه اثر (f²) نشان داد که خودکارآمدی و سرمایه اجتماعی دارای اثرات متوسط تا قوی بر متغیرهای درون‌زا هستند. یافته‌ها بر اهمیت منابع روان‌شناختی و اجتماعی در ارتقاء عملکرد معلمان تأکید دارد.