تأثیر فهم سیاسی مبتنی بر عقلانیت فقهی بر چگونگی شکلگیری نظام سیاسی در ایران پس از انقلاب اسلامی
نویسندگان
1 دانشجو
2 مدرس
3 مدرس
4 مدرس
doi
10.30510/psi.2022.301589.2201چکیده
گفتمان انقلاب اسلامی، پیش از پیروزی انقلاب، در صورتبندی خود در مواجهه با دیگر گفتمانهای سیاسی، به تعریف خود و مفصلبندی دالهای خود پرداخت و توانست در فضای سیاسی ناشی از انقلاب، خود را متمایز کرده و به بیان گفتمانی «هژمون» کند. دالهای اصلی گفتمان انقلاب اسلامی، حول دال مرکزی «اسلام سیاسی» مفصلبندی شدند. این مفصلبندی پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم تداوم داشت. وضعیتی که پس از انقلاب، موجب تحول در این گفتمان شد، این بود که اکنون یک «نظام سیاسی» بر مبنای این گفتمان شکل گرفته بود و همین مسئله، موجب شد که این گفتمان با اقتضائاتی روبهرو شود که برخی تحولات در آن روی دهد. از آنجایی که مبنای اساسی انقلاب اسلامی، اسلام سیاسی فقاهتی بود و ولیفقیه در رأس این نظام حضور داشت، هر گونه تحول در این گفتمان باید سویهای فقهی نیز داشته باشد. در این مقاله این سوال مورد نظر قرار گرفته است که، با در نظر گرفتن مؤلفۀ عقلانیت فقهی، دلیل اصلی صیرورت و تحول گفتمانهای مسلط در پهنة نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران چیست؟ در این میان فرضیۀ این مقاله آن است که دو مقولۀ به هم پیوستۀ «مصلحت» و «حکم حکومتی» به عنوان اصلیترین عوامل تحول در گفتمان اسلام سیاسی از دیدگاه عقلانیت فقهی در نظر گرفته شده.