بازتاب آموزههای تصوف بر معماری عصر ایلخانی در پرتو تعامل نهاد حاکمیت با صوفیان
نویسندگان
1 دانشیار گروه تاریخ ، واحد یادگار امام(ره) شهرری، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرری، ایران.
2 دانشجوی دکتری تاریخ اسلام، واحد یادگار امام خمینی(ره) شهر ری، دانشگاه آزاد اسلامی، ری، ایران
3 استادیار گروه تاریخ، واحد یادگار امام خمینی(ره) شهر ری، دانشگاه آزاد اسلامی، ری، ایران
doi
10.30510/psi.2022.297878.2073چکیده
یورش مغول به ایران و تحولات عمیقی که بهواسطه آن تهاجم خانمانبرانداز بر جان و مال و زندگی مردم حادث شد؛ پرسمانی تکبعدی نیست که صرفاً با روحیه بدوی و غیر مدنی مغولان قابلبررسی باشد؛ چه اینکه این یورش و منزل گزیدن مغولان و پسینیان ایشان یعنی ایلخانان در ایرانزمین معلول عوامل مختلف ازجمله «همانند بینی» خود با ایرانیان بود؛ علاوه بر اینکه اختلافات شیعیان صوفی مسلک ایرانی با دستگاه خلافت نیز ازجمله عوامل مهمی است که باعث قرابت آنها با مغولان شده و یورش این قوم را برانگیخت. ایلخانان نیز همانند نیای خود شباهتهایی میان خود و قوم مغلوب یافتند و حتی در پارهای از زندگی سیاسی خود مفتون برخی از جریانهای داخلی ایران ازجمله صوفیه شدند؛ چنانکه این شیدایی ایشان را بدان جا کشاند که در مقام مرید، زانوی ادب در مقابل مرشدانی زدند که خود از قوم مغلوب بودند؛ همین فتانگی بود که ایلخانان را بر آن داشت تا از هویت مکانی صوفیان یعنی خانقاه نیز حمایتی تمام به عملآورند؛ گسترش عددی خانقاهها در عصر ایلخانی اگرچه نشان از حمایت گسترده حاکمیت از آنها است؛ اما بررسی معماری خانقاهها نشان از تبلور آموزههای تصوف ازجمله سیادت معانی قرآنی، تهذیب نفس و تقویت روح در خانقاههای این عصر دارد.