بازخوانی انتقادی مفهوم امنیت جمعی در نظام کنونی بین‌الملل

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق بین‌الملل، گروه حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشیار، گروه حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jplsq.2020.289395.2175
چکیده

هنگامی‌که دربارۀ امنیت جمعی و به‌خصوص امنیت جمعی به‌مثابۀ یک «سیستم» سخن می‌گوییم، فرض بر وجود نوعی نظم و شکلی از حکومت قانون گذاشته می‌شود. این در حالی است که نحوۀ توزیع قدرت پس از جنگ جهانی دوم با پیروی از الگوی دیرینۀ موازنۀ قدرت، به‌نحوی نبوده است که بتواند امنیت جمعی را در شکل کمال‌یافتۀ خود- به‌صورت بازدارندگی کامل در برابر نقض قاعدۀ ممنوعیت توسل به زور- تحقق بخشد. هم در اینجاست که مسئلۀ تروریسم بین‌المللی به‌مثابۀ نقطۀ عطف تاریخ معاصر، دوگانۀ «دفاع مشروع» و «امنیت جمعی» را که دیرزمانی است در رقابت مداوم با یکدیگرند، بیش از پیش عیان می‌سازد. به‌نظر می‌رسد این رویارویی به تضعیف- اگر نگوییم نابودی- نظام امنیت جمعی و جایگزینی آن با سیاست‌های یکجانبه‌گرایانه انجامیده است.