ضرورت مشروعیت در ولایت فقیه
نویسندگان
1 دانشیار، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد بابل، دانشگاه آزاد اسلامی، بابل،ایران.
3 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد بابل، دانشگاه آزاد اسلامی، بابل، ایران
doi
10.30510/psi.2022.316624.2675چکیده
نظامهای سیاسی همواره نیازمند مسئله مشروعیت هستند تا خط رابط آنها و نظامهای اجتماعی برقرار گردد. همین مهم زمینهسازِ ظهور انواع نظریههای مشروعیت از ادوار گذشته تاریخی تا امروز بوده است. مجاری ظهور این مشروعیت گاه بر حسب موازین دینی و الهی، گاه بر اساس دستاوردهای فلسفی و اجتماعی و گاه مبتنی بر آرای سیاسی است. وجه دینی مشروعیت در اسلام شیعی نشان میدهد که عامل اصلی توجیه و مشروع ساختنِ ساختار حاکمیت شارع مقدس و آموزۀ وحیانی بوده است. با این حال دین مبین اسلام به دلیل شرایط حاد و خطیر این امر و اهمیت حیاتی مسئلۀ اجتماع سیاسی نهایت احتیاط و توجه را در قالب توصیهها و برقرارسازی شرایط مشخص را لحاظ نموده است. مفهوم ولایت که علاوه بر منبع قرآن و سنت و روایات ائمه معصومین به لحاظ اجماع و عقل نیز واجد حجیت لازم و برهان متقن است نشان میدهد که تا چه اندازه در زمان غیبت امام معصوم زعامت و ولایت جامعه اسلامی باید بر عهدۀ فقیهِ واجدِ شرایط باشد. بر این اساس شروط پیشیینی ولایت و فقاهت همان محور و کانونی است که در اصطلاح «ولی فقیه» دیده میشود. بر اساس چنین نگرشی است که نظام اسلامی تحت قیمومیت و رهبری چنین فردی میتواند به اعتبارِ موازین اسلام شیعی دارای مشروعیت و وجاهت لازم باشد. اهمیت این موضوع سبب شده تا مقالۀ حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی به مبانی، شرایط و ساز و کار مشروعیتیابیِ مفهوم «ولایت فقیه» و نظام اجتماعی و سیاسیِ تحت هدایت او را مورد بررسی و شناسایی قرار دهد.