تناسخ در ادیان هندی و بازتاب آن در تفکرات ملاصدرا
نویسندگان
1 استادیار گروه الهیات، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب، تهران، ایران
2 استاد گروه فلسفه، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران مرکزی، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری، رشته الهیات، فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب، تهران، ایران
doi
10.30510/psi.2022.347597.3589چکیده
آنچه موجبات توجه و اندیشه ورزی در باب مرگ و زندگی پس از مرگ را فراهم میکند، مبهم بودن سرنوشت آدمیان پس از مفارقت روح از بدن و چگونگی محاسبه اعمال و... میباشد که در باور معتقدان به هندوئیسم و ادیان مشتق شده از آن ، به وسیله قانون کارما و چرخه بی پایان سمساره به آن پاسخ داده میشود. این نوشتار در پی آن است تا در خلال مروری کوتاه بر پیشینه و روند شکلگیری تناسخ در میان مردمان هندوستان، به این نکته بپردازد که هرچند اعتقاد به تناسخ توانسته است به نوعی خلاء یک نظام پاداش و جزا را در میان آیینهای حاکم در شبه جزیره هند رفع کند اما تضاد مبانی و اصول حاکم بر تناسخ با براهین و اصول حکمت صدرایی از جمله برهان قوه و فعل و حرکت جوهری و اصل لامعطل فی الوجود، غیر قابل انکار بوده و در نهایت به نتیجهای جز ابطال تناسخ نخواهیم رسید.