جایگاه شهود از منظر احمد و محمد غزالی
نویسندگان
1 استادیار گروه عرفان اسلامی،دانشگاه آزاد اسلامی دهاقان،دهاقان ،ایران
2 دانشجوی دکتری تصوف و عرفان اسلامی،دانشگاه آزاد اسلامی دهاقان،دهاقان ،ایران
doi
10.30510/psi.2022.338774.3384چکیده
عرفان اسلامی از زمان پیدایش و شکل گیری تاکنون مسیر طولانی و پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشته است. ادبیات عرفانی، مانند هر علم دیگر تعبیرات و اصطلاحات خاص خود را دارد که نویسندگان و عرفا در آثار منظوم و منثور از آنها استفاده میکنند. شهود از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردار است به طوری که بعد از پیدایش عرفان و تصوف کمتر اثری را میتوان یافت که به آن اشاره نکرده باشد. در مکتب کشف و شهود به جای ریاضتهای طاقتفرسا برای تصفیه باطن، راه کوتاهتری پیشنهاد میشود. این راه کوتاهتر، به جای سیر در آفاق و انفس، سیر در درون و تطهیر دل را توصیه میکند. مسأله رویت پروردگار تنها مختص به جهان آخرت نیست . عارفان به وسیله معارفی خاص از طریق مجاهده و ریاضت دادن به نفس، به مکاشفات شهودی نائل میشوند وسالک را بدون واسطه به حق متصل میکنند. بنابراین از طریق ریاضت کشیدن و پیراستن نفس از هرگونه پلیدی موفق به شهود پروردگار میگردد، در حقیقت سالک در مرحله شهود از همه چیز چشم میپوشد و به هر سو نگاه میکند ، جز جمال حضرت حق چیزی و همواره هوشیار است و نه تنها به سمت کار بد نمیرود، حتی دیگران را نیز از این کار منع مینماید و بدین سان راه ملکوت را، به خوبی می پیماید و به مرتبه خلافت الله نایل می شود. در پژوهش حاضر به بررسی جایگاه " شهود" در آثار فارسی منثور عرفانی، احمد و محمد غزالی می پردازیم.