تعاطی و تقابل اندیشههای اسلامی در شکلگیری قانون اساسی جمهوری اسلامی
نویسندگان
1 پژوهش
2 دانشجو
3 استادیار گروه حقوق
doi
10.30510/psi.2022.291253.1842چکیده
بروز انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی به فاصلهی قریبِ هفتاد و دو سال، نشان از ناکارآمدیِ اندیشهی توفق یافته و سامانهی برآمده از آن، و برنیامدن آمال و مطالبات طیفِ عمدهی اثرگذار در به ثمر نشستن انقلاب مشروطه دارد. و موجب میگردد تا از خاکسترِ مطالباتِ برنیامدهی جریانِ مشروعهخواهی در عصر مشروطه، ققنوسِ انقلابِ اسلامی برخیزد. به محاق رفتن اندیشهی مشروعهخواهی و حذف و هدمِ رهبران اصلی این جریان موجب بغضی دهها ساله گردیده تا جایی که نواندیشان دینی نیز به خوانخواهی با روحانیتِ شیعه همراه و همداستان میگردند. با پیروزی انقلاب اسلامی، قانون اساسی مشروطه ساقط گردیده و قانون اساسی جمهوری اسلامی با مشورت و تقابل جریانهای فکریِ متنوع به تصویب میرسد. نمایاندنِ اثر و تقابل نحلههای فکری موثر در قانون اساسی جمهوری اسلامی، هدف این مقاله میباشد. که با استناد به منابع کتابخانهای، رئوسِ آمال و مطالباتِ گروههای عمده در شکلگیری قانون اساسی را ملاحظه و با روند تالیف و تصویب نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی مقایسه نموده و توفقِ مشروعهخواهی را در کالبد تازهی اسلامخواهی خواهیم دید.