حاشیه‌نشینی: تحلیل جامعه‌شناختی مسائل اجتماعی سیاست‌های‌ مسکن و پدیده‏ی‌غیررسمیت (بررسی نمونه‌ی میان آباد، اسلامشهر، تهران)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری بررسی مسائل اجتماعی، گروه جامعه شناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 دانشیار، دانشگاه تهران

3 دانشیار، دانشگاه پیام نور

4 استادیار، دانشگاه پیام نور

doi
10.22059/ijsp.2017.64140
چکیده

هدف اصلی این مقاله تحلیل جامعه شناختی مسائل اجتماعی سیاست­های مسکن و پدیده­ی غیررسمیت است. پدیده­ای که به صورت تدریجی و با گذشت زمان رخ می‏نماید، به گونه‏ای  که سیاست‌های مسکن در دهه‌های گذشته که خود جزیی از نظام برنامه‌ریزی ملی کشور در قالب برنامه‌های توسعه‌ی 5 ساله و قوانین و طرح‌های منتج از آن‌ها بوده­اند، به بخشی از مکانیسم بازتولیدکننده‌ی فرایندهای غیررسمی تبدیل شده­اند. بر این اساس در این مقاله تلاش شده است تا با استفاده از شیوه­های تحلیل کیفی و با بهره بردن از روش مطالعات اسنادی و مشاهده، چگونگی برآمدن پدیده­ی مورد نظر را در بستر تحولات تجربه شده در  تهران- اسلامشهر- میان آباد مورد واکاوی قرار دهیم. یافته های تحقیق نشان می‏دهد که  به واسطه­ی  چنین بستری، سیاست‌های مسکن، در قالب رژیم‌های شهری جدید مبتنی بر کاسب‌کارسالاری شهری و با حمایت نهادها و سازوکارهای دولتی و جهانی، خود ماهیتی غیررسمی پیدا کرده­ و بر گسترش حاشیه­نشینی دامن زده­اند. در حقیقت  با عقب‌نشینی فزاینده‌ی دولت به عنوان رسمی‌ترین نهاد مداخله در حوزه‌ی سیاست‌گذاری مسکن، نهادهایی غیررسمی پا به میدان گذاشته­اند  که با ابتنای بر یک سازوکار از پیش موجود یعنی بازار، و سوق‌دادن آن در راستای اهداف و منافع خود، فرایند غیررسمی‌سازی را تشدید و  بر گستره­ی حاشیه نشینی افزوده اند.  در این وضعیت، سیاست‌های  مسکن، خود ماهیتی غیررسمی‌ساز یافته و  تبدیل به سازوکاری برای بازتولید غیررسمیت  و حاشیه‏نشینی در  میان آباد اسلامشهر شده­اند.