انتساب مسئولیت بینالمللی سازمانها در پرتو قضیۀ بوسفروس
نویسندگان
1 دانشیار، گروه حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری حقوق بینالملل دانشکدۀ حقوق علوم سیاسی دانشگاه تهران (پردیس البرز)، تهران، ایران
doi
10.22059/jplsq.2021.296659.2308چکیده
از دیوان اروپایی حقوق بشر بهعنوان مهمترین رکن قضائی حامی حقوق بشر و ناظر بر حسن اجرایی مقررات کنوانسیون اروپایی حقوق بشر نهتنها در سطح اروپا، بلکه در سطح جهان یاد میشود. این دیوان اگرچه با صدور آرایی نظیر بحرامی و ساراماتی از میزان محبوبیت و مرجعیت خود بهعنوان حامی حقوق بشر بهشدت کاست، برای رهایی از این مشکل، به خود آمده و بهسرعت با نقشآفرینی در قضیۀ بوسفروس و اعمال معیار «کنترل مؤثر» بهجای «کنترل نهائی» در موضوع انتساب مسئولیت بینالمللی، به معرفی فرضیه بوسفروس پرداخت و از این طریق به جایگاه نخستین خود در عرصة حمایت از قربانیان نقض حقوق بشر بازگشت کرده و از خود الگویی درخور شأن (صرفنظر از پارهای انتقادات موجه وارده به تصمیم دیوان) به جهانیان عرضه کرد. بنابراین اینکه فرضیه بوسفروس چیست و آیا اساساً تحولی در حمایت از حقوق بشر و قربانیان آن ایجاد کرده، موضوعی است که نوشتار حاضر با تحلیل رأی بوسفروس درصدد شرح و بیان آن است.