قرائت هایدگر از انسان‌شناسی و تأثیر آن بر فلسفۀ حقوق عمومی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه حقوق عمومی و بین‌الملل، دانشکدۀحقوق، دانشگاه قم، قم، ایران

2 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم، قم، ایران

doi
10.22059/jplsq.2020.298630.2347
چکیده

در این نوشتار نسبت اندیشه‌های هایدگر و تأثیر آن بر گفتمان فلسفی حقوق عمومی تحلیل و ارزیابی شده است. هایدگر تفسیر متفاوتی از سایر فیلسوفان از انسان در جهان دارد. آنچه می‌تواند وجه مشترک اندیشه‌های هایدگر و فلسفه حقوق عمومی باشد، مباحث مربوط به انسان است که بر قرائت مبتنی بر شأن وجودی و ذات انسانی حقوق استوار است. در واقع، اگر بخواهیم قائل به تأثیر اندیشۀ هایدگر بر حقوق عمومی باشیم، باید به سراغ مباحثی رفت که از شأن وجودی انسان صحبت می‌شود. جایی که نقطۀ آغاز مباحث مربوط به حقوق و آزادی‌های فردی است. از نظر هایدگر بحران کنونی انسان در غفلت از گوهر و ذات وی است که از حقیقت وجود وی قوام می‌گیرد. در نهایت باید بر تأثیر نوع خاصی از انسان‌شناسی هایدگر بر شکل‌گیری قرائت‌هایی از انسان و جایگاه آن در جامعه و نظام حقوقی صحبت کرد. بر این اساس ابتدا به ‌جایگاه انسان در اندیشۀ هایدگر خواهیم پرداخت و سپس تأثیر قرائت هایدگری از انسان را در فلسفۀ حقوق عمومی در چارچوب مفاهیمی چون اومانیسم، حقوق بشر، حاکمیت در عصر مدرن، آزادی، دموکراسی و فنناوری بحث خواهیم کرد.