تحلیل مشروعیت سیاسی در نظریه مشروطیت دولت
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحدعلوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار و عضو هیات علمی، گروه حقوق عمومی و بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، ایران
3 استاد و عضو هیات علمی، گروه حقوق عمومی و بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، ایران
doi
10.30510/psi.2022.319840.2806چکیده
امر مشروعیت سیاسی همان علت موجه دولت در توسل به اقتدار عمومی است، تمشیّت امور جامعه نیازمند یک نهاد سیاسی بیرقیب عالی در راس نهادهای عمومی که همان حاکمیت است میباشد و آنچه نهاد سیاسی حکمرانی را در توسل به قدرت عمومی توجیه میکند، مشروعیتی است که برای اقدامات خود قائل است. اما اینکه منبع و مبنای مشروعیت چه میباشد چالش برانگیز و محل مناقشه است که با توسل به برخی نظریاتی این خصوص در فلسفه سیاست ارائه گردیده تشریح و به چالشهای فوق پرداخته شود. نظریه مشروطیت دولت سنگ بنای نظریات دولتهای لیبرال را بنا نهاد و موجب مردمی شدن حکومتها، تدوین قوانین اساسی و حاکمیت قانون گردید. اندیشمندان با طرح نظریه قرارداد اجتماعی ابتدا سعی نمودند قدرت دولت را در چهارچوب یک قرارداد اجتماعی اعطا شده از سوی شهروندان به حکمرانان نشان دهند سپس با اعمال محدودیت بر قدرت و تضمن آزادی شهروندان اندیشههای هر چه مردمیتر شدن دولتها را تعالی بخشیدند. در این مقاله ضمن تشریح چیستی مشروعیت سیاسی و نگاهی تاریخی به تکامل نظریه مشروطیت دولت، عنصر مشروعیت را در یک دولت مشروطه تحلیل مینماییم.