بررسی و تحلیل روابط عاشق و معشوق در غزلیات حافظ با رویکرد به سویه های سیاسی و اجتماعی
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران.
2 دانشگاه ازاد اسلامی، کرمان، ایران.
3 دانشگاه ازاد اسلامی، کرمان، ایران.
doi
10.30510/psi.2022.298468.2093چکیده
پرداختن به شعر حافظ از یک جهت، به معنای عدم تحقیق دقیق در افکار اوست. شعر او چندلایه و چندپهلو بوده و موضوعات گوناگونی را دربر میگیرد. بر این اساس، پدیدۀ عشق و تبیین روابط عاشق و معشوق در غزلیات او ابعاد فراشخصی پیدا میکند و موضوعات سیاسی- اجتماعی زمانهاش را شامل میشود. شاعر در روساخت به بازنمایی این پیوندها میپردازد تا مخاطبان عام خود را به اقناع برساند، اما در ژرفساخت، برداشتها و آراء انتقادیاش را شرح میدهد تا برگسترۀ درک و شعور مخاطبان خاص و نکتهسنج خود بیفزاید و خویشکاری ادبی و مردمی خود را ادا نماید. هدف پژوهش حاضر، بررسی اغراض سیاسی- اجتماعی حافظ از بازنمایی روابط عاشق و معشوق در غزلیات با استناد به منابع کتابخانهای و روش توصیفی- تحلیلی است. نتایج تحقیق نشان می-دهد که سه وجه اشتراک اصلی میان شخصیت معشوق (وجه روساخت) و شاه (وجه ژرفساخت) وجود دارد که عبارت است از: 1. کنشهای پادشاهمآبانۀ معشوق 2. معشوق را شاه نامیدن 3. مواجه بودن و شاه با افراد بسیار. بر این پایه، یکی از اهداف حافظ از انعکاس مسائل غنایی و عاشقانه، بازنمایی و تبیین افکار سیاسی و اجتماعی خود بوده است. البته، این روش باعث چندلایگی متن تولیدی و دیریابی اغراض شاعر از سوی بیشینۀ گروه هدف (مخاطب عام) شده است. اصلیترین دلیل استفاده از چنین روشی، شرایط نامطلوب سیاسی و اجتماعی و عدم انتقادپذیری صاحبان قدرت در آن دوره بوده است.