تحلیل انتقادی بر فراز و فرودهای نظریّه عصبیّت ابنخلدون در تشکیل حکومت مهدوی
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری گروه علوم قرآن و حدیث واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار علوم قرآن و حدیث، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.30510/psi.2022.306336.2359چکیده
ابنخلدون جزء معدود دانشمندان اهل سنّت میباشد که با وجود احادیث بسیار درباره مهدویّت و تشکیل حکومت توسط امام زمان(عج) در کتب معتبر روایی اهل سنّت، به انکار آن پرداخته و با استناد به «نظریّه عصبیّت» خود که آن را قطعی تلقّی مینماید؛ امکان تشکیل حکومت توسط امام زمان(عج) را منتفی میداند. وی تشکیل حکومت را بر اساس نظریه عصبیّت، حسَب و نَسَب دانسته و امام زمان(عج) را در آخرالزمان، فاقد پشتیبانی آن برمیشمارد. هدف از پژوهش حاضر نقد قرآنی و روایی نظریّه عصبیّت ابن خلدون در تشکیل حکومت مهدوی بوده و بدین منظور این نظریه با فرض غلط و درست بررسی گردیده است. با توجه به فرض درست بودن نظریّه، نتایج پژوهش بیان میکند؛ قرآنکریم بر ادامه نسل پیامبر(ص) تاکید دارد و غیرقابل انکار است، بنابراین امام عصر(عج) میتوانند با کمک خویشان در آخرالزمان حکومت جهانی تشکیل دهند و این امر تناقضی با نظریّه عصبیّت ابنخلدون ندارد. در فرض غلط بودن نظریّه، نتایج بیان میکند؛ ابن خلدون در استدلال خود دچار مغالطه گردیده است. اگرچه این نظریه دارای مستندات تاریخی است، اما در طول تاریخ موارد بسیاری را میتوان نام برد که خارج از چارچوب نظریه عصبیّت شکل گرفتهاند، مانند حوادث صدر اسلام و مخالفت قریش با پیامبر(ص).