بررسی تأثیر مؤلفههای مدیریت دانش بر ابعاد توانمندسازی روانشناختی در سازمانهای دانشمحور و ارائه الگوی مناسب و یکپارچه
نویسندگان
1 گروه علم اطلاعات و دانش شناسی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران. ایران
2 گروه علم اطلاعات و دانش شناسی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران. ایران
3 گروه علم اطلاعات و دانش شناسی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران. ایران
doi
10.22059/jlib.2023.363839.1707چکیده
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مؤلفههای مدیریت دانش بر ابعاد توانمندسازی روانشناختی در سازمانهای دانشمحور و ارائه الگوی مناسب و یکپارچه انجام شد. هدف پژوهش حاضر ارزیابی تأثیر مؤلفههای مدیریت دانش بر ابعاد توانمندسازی روانشناختی در سازمانهای دانشمحور و ارائه الگوی مفهومی مناسب و یکپارچه است. برای این منظور مدیریت دانش در پنج مؤلفه (اکتساب دانش، ایجاد دانش، ذخیره دانش، توزیع دانش، و نگهداری دانش) و توانمندسازی در پنج بعد (معنادار بودن، احساس شایستگی، احساس مؤثر بودن، حق انتخاب، و احساس اعتماد) تعریف و در این راستا یک هدف اصلی و شش هدف جزئی تنظیم شده است.روش پژوهش: روش مطالعه از نظر هدف، کاربردی و روش انجام آن پیمایشی با رویکرد کمی است. همچنین این پژوهش از نوع مطالعات همبستگی است که تحلیل کمی دادهها با استفاده از روش معادلات ساختاری انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، کارشناسان و مدیرانِ شرکتهای مشاوره مدیریتی فعال در حوزه مدیریت دانش و انتخاب نمونه به صورت تصادفی در مقطع 1399 انجام شد که بین 325 نفر توزیع خواهد شد. ابزار جمعآوری دادهها در پژوهش حاضر پرسشنامه استاندارد توانمندسازی روانشناختی اسپریتزر و میشرا (1995) و مدیریت دانش پاتریک و دیگران (2009) استفاده شد.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که ضرایب مسیر فرضیههای پژوهش بالاتر از 4/0 است. بنابراین، فرضیهها تأیید شدند. همینطور تجزیه و تحلیل دادهها نمایانگر وجود تأثیر اقدامات مدیریت دانش بر توانمندسازی روانشناختی کارکنان با شدت تأثیر 941/0 است. میان توانمندسازی روانشناختی و مدیریت دانش سازمانی رابطه با شدت 941/0وجود دارد. از سوی دیگر، بین احساس معنادار بودن و مدیریت دانش رابطه با شدت 826/0 وجود دارد. قابل ذکر است که بین احساس شایستگی و مدیریت دانش رابطه با شدت 811/0 وجود دارد. بین احساس ﺗﺄﺛﻴﺮﮔﺬاری و مدیریت دانش رابطه 786/0 وجود دارد. بین خودمختار بودن و مدیریت دانش رابطه با شدت 822/0 وجود دارد. بین احساس اعتماد و مدیریت دانش رابطه با شدت729/0 وجود دارد.نتیجهگیری: نتایح پژوهش نشان داد با اجراء و بهبود اقدامات مدیریت دانش که بیشک منجر به تمایل کارکنان سازمان مبنی بر دانشمحور شدن خواهد شد، میتوان تمایل آنها نسبت به افزایش روحیه توانمندسازی را ارتقاء داد. البته متغیرهای بسیاری را میتوان در توانمندسازی کارکنان از بعد روانشناختی دخیل دانست؛ اما شدت تأثیرگذاری مدیریت دانش در این پژوهش، نشاندهندۀ سهم بسیار بالای این متغیر در افزایش بیش از پیش توانمندسازی روانشناختی است. این مطالعه با تمرکز بر توانمندسازی روانشناختی که کارکنان در محیط کار دارند، نشان داد که مهمترین و حیاتیترین دارایی هر سازمان، نیروی انسانی آن سازمان است. کیفیت و توانمندی نیروی انسانی، مهمترین عامل بقاء و حیات سازمان است. بنابراین، نیروی انسانی توانمند، سازمان توانمند را به وجود میآورد.