از ایده آموزش تا آموزش گفتگو در اندیشه کانت و هابرماس
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.
2 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
3 دانشیار گروه برنامهریزی درسی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
doi
10.30510/psi.2022.290395.1813چکیده
این پژوهش با هدف بررسی مبانی نظری حق و تکلیف در اندیشه کانت و هابرماس دو متفکر آلمانی قرون هجدهم و بیستم و دلالتهای تربیتی مستخرج از آن مبانی است.روش این پژوهش؛ از نظر هدف پژوهشی و کاربردی و با توجه به سنخ دادههای بکارگفته شده از نوع تاریخی- تحلیلی و استدلالی است. یافته های تحقیق پژوهش نشان می دهد دیدگاههای حقوقی کانت و هابرماس از دو زمینه اجتماعی و معرفتی متأثر بوده و این دو دیدگاههای خود را- که اولی معطوف به برجسته کردن نقش سوژه (ذهن) در تحولات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و حقوقی، و دومی معطوف به تعاملات سوژه با عوامل اجتماعی است، در پاسخ به نیازهای زمانه خود عرضه کردهاند. دلالتهای تربیتی آراء این دو نیز دقیقاً در همین زمینه پیش کشیده شده است. به این معنا، ایدهآلیسم آلمانی زمانه کانت و چپگرایی انتقادی زمانه هابرماس دو زمینة مؤثر بر اندیشههای این دو هستند. با اینحال، چنین نیست که این دو متفکر تماماً متأثر از زمینة اجتماعی خود باشند و افکار آنها بازتاب اندیشههای زمانهشان باشد. آن دو تا حد بسیار زیادی مسیر و جهت افکار زمانه خود را جهت داده و بر آنها تأثیری شگرف نهادهاند.