پژوهشی در میدانهای سینمایی دوره پهلوی دوم (با تکیه بر نظریهی تمایز پییر بوردیو)
نویسندگان
1 دانشجو دکتری پژوهش هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد تمام، گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.30510/psi.2022.323460.2928چکیده
پی یر بوردیو، به زمینهای که کُنشگران و گروههایی که در یک فضای خاص و تحت قواعد حاکم در آن فضا، به کُنش میپردازند؛ میدان اطلاق میکند. میدان سینمایی دوره پهلوی، از میادین اصلی هنر و فرهنگ دوره معاصر است. این میدان به واسطه سیاستگذاریهای کلان اجتماعی و فرهنگی به دو میدان متمایز، بدل شد. میدان سینمای عامه پسند و میدان سینمای موج نو. در هر میدان کُنشگران، به واسطه منش و سرمایه هایشان، استراتژی هایی را در پیش گرفتند؛ کُنشگران میدان سینمای عامه پسند بیشتر در پی کسب سرمایه اقتصادی و درآمدزایی بودند و همین امر بر کیفیت و کمیت تولیداتشان تاثیر گذاشت. سینمای موج نو، در واکنش به نزول فرم ومحتوای آثار سینمایی عامه پسند، به تولید آثاری با کیفیتهای فرمی و محتوایی پرداخت. در این بین تمایز و دوگانگیهایی که ماحصل سیاستگذاریهای کلان بود و از تحولات اجتماع چون رشد شهرنشینی، دگرگونی طبقاتی، مصرف گرایی، رشد صنعت سرگرمی و... شکل گرفت و در شکل گیری و تمایز دو میدان سینمایی تاثیر داشت و هم در محتوای آثار سینمایی نمود یافت. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و توصیفی- تطبیقی به مطالعه تمایز بین دو میدان سینمایی دوره پهلوی دست زده. نحوگردآوری اطلاعات اسنادی است و سرمایههای اجتماعی و فرهنگی از زندگینامه کُنشگران اصلی هر میدان استخراج شده است.