تحلیل جرم شناختی خود-دگرکشی، با تاکید بر خود-دگرکشی انگیزشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه علامه طباطبایی

2 استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

3 استادیار دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22059/ijsp.2016.63799
چکیده

خود-دگرکشی، به عنوان یکی از نابهنجارهای اجتماعی، پدیده­ای است که در آن شخص، به فاصله­ی کوتاهی از به قتل رساندن دیگری، مبادرت به خودکشی می­کند. به رغم متنوع بودن مصادیق این نابهنجاری، می­توان تمامی اقسام آن را در دو گروه خود-دگرکشی انگیزشی و خود-دگرکشی غیر انگیزشی جای داد. وجه فارق بین این دو نوع از خود-دگرکشی، وجود انگیزه­ی خاص در ارتکاب قتل (مسبوق به رابطه­ی عاطفی بین قاتل و مقتول) در خود-دگرکشی انگیزشی و عدم وجود این رابطه در خود-دگرکشی غیر انگیزشی است. روش مورد استفاده در پژوهش حاضر کیفی با انجام نمونه­گیری هدفمند از 50 نفر از روان­شناسان و روانپزشکانی است که پرونده­های مرتبط با خود- دگر کشی را مورد بررسی قرار داده­اند. مصاحبه­ها تا زمان اشباع اطلاعات ادامه یافت و تجزیه و تحلیل مصاحبه­ها با استفاده از روش کد گذاری باز انجام پذیرفت یافته­ها نشان دادند که می­توان انواع گوناگون خود- دگر کشی را بر اساس رابطه­ی خانوادگی، انگیزه و فراوانی طبقه­بندی نمود. همچنین می­توان برای خود-دگر کشی انگیزشی ویژگی­هایی نظیر ماهیت خشن، سبق تصمیم، وجود رابطه­ی عاطفی، شیوع ارتکاب مردانه و هدف قراردادن زنان به عنوان آماج جرم را در نظر گرفت و آن را در دسته­بندی چهار گانه­ی همسرکشی، فرزند­کشی، خانواده­کشی و معشوقه­کشی قرار داد. همچنین، فقدان خودکنترلی و نیز وضعیت روانی خاص قاتل را می­توان به عنوان علل مستقیم ارتکاب خود- دگرکشی انگیزشی بیان کرد.