چالش های موجود از تفاسیر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در باب چگونگی نوع گزینش(انتخاب یا انتصاب)، وظایف و اختیارات ولی فقیه
نویسندگان
1 علی جهانی پور، دانشجوی دکتری حقوق عمومی، ،دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان(خوراسگان)، اصفهان، ایران
2 مسعود راعی، دانشیار گروه حقوق، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد نجفآباد، نجف آباد، ایران.( نویسنده مسئول، استاد راهنما)
3 هادی صادقی اول، استادیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.(استاد مشاور)
doi
10.30510/psi.2022.307156.2520چکیده
نظریهی ولایت فقیه محوریترین پایه و اساس نظام سیاسی اسلام در عصر غیبت امام زمان (ع) است. به عقیده مدافعان این نظریه، مشرب حقیقی آن را میتوان در کلام وحی یافت که توامان دارای مبانی کلامی و فقهی است. اما متأسفانه با تمامی اوصاف، در اعصار گذشته، این تئوری در عرصهی قدرت مقهور و مهجور ماند ولی در عرصهی نظریه پردازی با اجتهاد پویا و مستمر دوران بالندگی خویش را ادامه داد تا اینکه امروزه فقه شیعه، افق جدیدی را طراحی نموده تا در سایه سار این منظومه فقهی، مهندسی جامعهی اسلامی را با ساز و کارهای مناسب فراهم نماید. اما با همه این اوصاف و داشتن نقاط اشتراک فکری ، معتقدین به تئوری ولایت فقیه بر سر منشأ مشروعیت و چگونگی گزینش و اختیارات ولی فقیه، دارای مناقشات گفتمان درون فقهی میباشند که از منازعات درون فقهی دو دیگاه فقهی، یعنی مشرورعیت الهی(نظریه انتصاب) و مشروعیت مردمی(نظریه انتخاب) ظهور نموده است. با تحلیل و بررسی مشروح مذاکرات قانون اساسی و اصول آن میتوان گفت که نظریه مردم سالاری در محدوه شریعت را قبول کرده و این گفتمان علی رغم گفتمان درون فقهی، در منطقه الفراغ مفادی از حقوق اساسی مدرن را پذیرفته است.