تبیین جامعه شناختی تاثیرات مردسالاری بر احساس محرومیت نسبی و احساس بیگانگی زنان از خود و از زندگی زناشویی
نویسندگان
1 دانشجو دکتری
2 استاد جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
doi
10.22059/ijsp.2016.60189چکیده
در تحقیق حاضر با استعانت از نظریههای مردسالاری آبدا سلطانا (2010)، هشام شرابی (2010)، جودیت باتلر (1990)، سیمن (1959)، سیوتلاس (2010)، والدفوگل (2001) و نظریههای احساس محرومیت نسبی دیویس (1959)، دیوب و گیموند (1986)، واکر و مان (1987)، تیرابوسکی و ماس (1998) میکوشد تاثیرات مردسالاری بر احساس محرومیت نسبی، احساس بیگانگی از خود و احساس بیگانگی از زندگی زناشویی را در زنان متأهل بسنجد. جامعه آماری تحقیق را کلیه زنان متأهل ساکن در 14 منطقه شهر اصفهان (54921=N) بر اساس سرشماری سال 1390 تشکیل میدهد. نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران و جدول کرچی و مورگان 384 نفر محاسبه شده است. با استفاده از ابزار پرسشنامه و کاربرد روش تحقیق پیمایش اطلاعات مورد نیاز جمعآوری گردید. متغیرهای مردسالاری، احساس محرومیت نسبی، احساس بیگانگی از خود و از زندگی زناشویی در جامعه تحت مطالعه از طریق ساخت مقیاس و شاخص با روایی و پایایی قابل قبول سنجیده شده است. یافتههای تحقیق نشان داد: -رابطه معنیداری میان متغیرهای مردسالاری در خانواده و احساس محرومیت نسبی زنان وجود دارد.- رابطه معنیداری میان متغیرهای مردسالاری در خانواده و احساس بیگانگی زنان از خود وجود دارد.- رابطه معنیداری میان متغیرهای مردسالاری در خانواده و احساس بیگانگی زنان از زندگی زناشویی وجود دارد.- رابطه معنیداری میان احساس محرومیت نسبی و احساس بیگانگی از خود در زنان وجود دارد.- رابطه معنیداری میان احساس محرومیت نسبی و احساس بیگانگی از زندگی زناشویی در زنان وجود دارد.- متغیرهای مردسالاری و احساس محرومیت نسبی براساس تحلیل رگرسیون چندگانه 58 درصد از تغییرات متغیر بیگانگی از خود و 63 درصد از تغییرات متغیر بیگانگی از زندگی زناشویی را تبیین میکنند.