دولت و نهادینگی مردمسالاری در جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 دکترای علوم سیاسی از دانشگاه علامه طباطبایی
2 استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.30510/psi.2022.311738.2525چکیده
در جامعهایران غالباً اینانگاره وجود داشتهاست که نهاد دولت بهعنوان بازیگریحداکثری همیشه در برابر مردمسالاری قرارگرفته و مانع نهادینگی آن شده است. با وجود بحثهایموافق و مخالف دربارۀ اینانگاره نسبتاً فراگیر، بهنظر میرسد که پس از انقلاباسلامی نهاد دولت در حالتی نوسانی مابین موافقت و ممانعت از نهادینگیمردمسالاری قرار داشته است. مسئلۀ پژوهشحاضر اینست که نقش دولت در نهادینگیمردمسالاری از طریق اثرگذاریآن بر طبقاتاجتماعی و ساختارطبقاتی چگونه بوده است. دولت پس از انقلاب بهعنوان یک نهاد قدرتمند به واسطۀ سیاستهای خود در مقابل نهادینگیمردمسالاری قرار گرفته یا اینکه از آن حمایت به عمل آورده است. برای انجام این پژوهش از تکنیکردیابیفرآیند استفاده شده است. مبتنی بر یافتههای پژوهش دولت در ایران بهعنوان نهادیقدرتمند از طریق سیاستهایش نقشی دوگانه در نهادینگیمردمسالاری ایفا کرده است. دولت از طریق نظامبرنامهریزی و سیاستهایاقتصادی باعث گسترش نامتوازن طبقات شده است و همزمان شکافطبقاتی هم در جامعه تشدید گردیده است، بهعبارتدیگر با وجود اینکه از ائتلاف و مصالحهطبقاتی جلوگیری شده ولی با حمایت و گسترش طبقۀ متوسط و خصوصاً بخش جدید آن از الگوینهادینگی تکطبقهای حمایت به عمل آورده است.