قابلیت دادخواهی حق مسکن در نظام بینالمللی حقوق بشر و حقوق ایران
نویسندگان
1 استاد، گروه حقوق عمومی و بینالملل، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری (حقوق بینالملل)، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری (حقوق عمومی)، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22059/jplsq.2019.280846.2006چکیده
برخورداری از مسکن مناسب از جمله نیازهای اساسی بشر است که تحقق سایر حقوق بدان وابسته است. ازاینرو در بسیاری از اسناد ملی، منطقهای و بینالمللی حق مسکن شناسایی شده است. اما این امر باید مورد توجه قرار گیرد که صرف برخورداری از یک حق بهتنهایی کفایت نمیکند و ضمانت اجرا و همچنین حق اقامۀ دعوا برای برخورداری از آن حق هم اهمیت دارد. ازاینرو این مسئله مطرح است که آیا حق مسکن قابلیت دادخواهی در نظام حقوقی بینالمللی و ملی را خواهد داشت. در نظام بینالمللی حقوق بشر با تصویب پروتکل اختیاری به میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (1966) در سال 2008 این امر با رعایت ضوابط خاص و تفاسیر کمیتۀ محقق شده است؛ اما دولت جمهوری اسلامی ایران بهعنوان دولتی که عضو میثاق است و عضو پروتکل الحاقی بدان نیست، رویۀ خاص خود را خواهد داشت. در نتیجه این پژوهش بر آن خواهد بود تا سیستم و رویۀ استناد و دادخواهی حق مسکن در نظام بینالمللی حقوق بشر و نظام حقوقی ایران در موارد خاص را توصیف و تحلیل کند.