شکل گیری رویه بعدی در خصوص معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری،گروه حقوق بین الملل عمومی،دانشکده حقوق،واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران
2 دانشیار گروه حقوق،دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران.
3 استادیار گروه حقوق بین الملل عمومی،دانشکده حقوق، واحد کرمانشاه،دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران
doi
10.30510/psi.2023.264740.1419چکیده
معاهدات و موافقت نامه های متعدد در زمینه سلاحهای هستهای وجود دارد که در پی ایجاد راهکارها و ساز و کارهایی برای تبیین قواعدی یکسان در چارچوب مناسبات بینالمللی و در جهت کنترل و مهار فعالیتهای هستهای مورد توافق قرار گرفتهاند که مهمترین آنها "معاهده منع گسترش سلاحهای هسته ای" (ان.پی.تی) میباشد. این مقاله سعی دارد تا با بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس استفاده از منابع دست اول و دست دوم این پرسشها را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد که در معاهده منع گسترش سلاح-های هستهای، نحوه تفسیر و اجرای مفاد معاهده از سوی طرفهای معاهده چگونه است و به طور دقیقتر چه نوع رویهای در حال حاضر در رابطه با ان.پی.تی شکل گرفته است؟ آیا رویه بعدی به دنبال حفظ اصل معاهده و تسهیل اجرای آن است و یا اینکه معاهده ان.پی.تی را دچار تغییر ساختاری و اصلاحی مینماید و رویه بعدی تا چه حدودی با قواعد حقوق بین الملل عمومی مطابقت دارد؟ در راستای پاسخ به این پرسشها، این مقاله بر این فرض استوار است که نظام حقوق بینالملل در مسئله استفاده از انرژی هستهای اساساً بر مبنای تأمین امنیت و انحصار دولتهای قدرتمند صاحب مواد و فناوری هستهای ایجاد شده است و ابعاد ارتقائی موجود در معاهدات و قراردادهای دو و چندجانبه، بدون آن که متضمن تعهدی واقعی در امر تأمین دسترسی کشورهای متقاضی به انرژی هستهای باشند، این کشورها را تحت نظامهای کنترلی سخت و در معرض قضاوت یک طرفۀ همان قدرتها قرار میدهد.