بررسی زمینههای حضور و نفوذ مسیحیان در ساختار سیاسی مسلمانان در عصر امویان
نویسندگان
1 گروه تاریخ ، واحد ابهر، دانشگاه آزاد اسلامی، ابهر ، ایران
2 گروه تاریخ ، واحد اراک، دانشگاه دولتی، اراک، ایران.
3 گروه تاریخ ، واحد قزوین، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره) ، قزوین ، ایران.
4 گروه الهیات و معارف اسلامی، تاریخ و تمدن ملل اسلامی ، واحد تاکستان، دانشگاه آزاد اسلامی، تاکستان ، ایران.
doi
10.30510/psi.2022.310821.2479چکیده
ساختار عقیدتی شبهجزیره عربستان با ظهور اسلام بهتدریج تحولی بنیادی یافت، در پی آن ساختار قدرت نیز دچار دگرگونی شد و باگذشت زمان، اسلام و مسلمانان به بزرگترین قدرت دینی و دنیوی آنجا تبدیل شدند که با توجه به این وضعیت تنظیم روابط مسلمانان با پیروان ادیان دیگر، بر اساس آموزههای دینی از جمله مسیحیان صورتبندی جدیدی پیدا نمود و این موضوع زمینه برای نفوذ مسیحیان در ساختار سیاسی مسلمانان فراهم نمود از این رو مقاله حاضر درصدد«بررسی زمینههای حضور و نفوذ مسیحیان در ساختار سیاسی مسلمانان در عصر امویان» از این منظر پس از بسط فضای مفهومی موضوع و بیان جنبه مسئله مند بودن آن، به بررسی ابعاد و جنبههای مختلف روابط مسلمانان و مسیحیان خواهد پرداخت. مطابق با مستندات موضوعی ارائه شده دراین پژوهش، روش تحقیق، تاریخی- اسنادی میباشد. یافتههای این مطالعه، حاکی از آن است که اولا، روابط مسلمانان و مسیحیان از صدر اسلام تا دوران خلفای راشدین طیفی از روابط تعاملی و تقابلی را در بر میگیرد به نحوی که از منظر کلامی و در شکل قدرتی دنیوی در قالب امپراتوری روم شرقی حالت تقابلی داشت اما در قالب انتقال تجارب میان این دو حالت تعاملی به خود میگرفت و ثانیا، گسترش اسلام در قالب یک حکومت در سرزمینهای مسیحی و ضرورت تشکیل نظام جدید سیاسی و اداری، مسلمانان را به حضور مسیحیان در ساختار سیاسی مسلمانان ترغیب کرد و در نتیجه زمینههای نفوذ آنان را در ساختار قدرت فراهم ساخت.