«نظریۀ تفسیر اجتهادی» و جایگاه آن در تفسیر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

نویسندگان

1 دانشیار گروه حقوق عمومی و بین‌الملل دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران

2 استادیار گروه حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

3 استادیار گروه حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری، تهران، ایران

doi
10.22059/jplsq.2020.291831.2219
چکیده

فرایند تفسیر پیش و بیش از آنکه نیازمند مکاتب و روش‌های تفسیری باشد، نیازمند مفهومی به نام نظریۀ تفسیری است؛ نظریه‌ای که به پرسش کلان چیستی تفسیر پاسخ قابل قبولی بدهد و بتواند مشروعیت‌سنج تفاسیر ارائه‌شده از سوی مفسر باشد. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای، در پاسخ به این پرسش که نظریۀ تفسیری صحیح چیست و چه مؤلفه‌هایی دارد، «نظریۀ تفسیر اجتهادی» را ارائه کرده که اولاً تفسیر را جزئی از نظام حقوقی و پاسخ نظام حقوقی به مسئلۀ مورد ابتلا می‌داند؛ ثانیاً با توجه به دو رکن مهم نظام حقوقی یعنی «مبانی» و «اهداف»، معتقد است تفسیر صحیح، تفسیری است که در بُعد وجودی برآمده از مبانی نظام حقوقی و در بُعد کارکردی تأمین‌کنندۀ اهداف نظام حقوقی باشد.