دلالتهای سرمایه اجتماعی بر توسعه سیاسی-اجتماعی ایران بعد از انقلاب اسلامی (مورد مطالعه: جامعه دانشگاهی شهر تهران)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی، گروه علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا، شهرضا، ایران.
2 استادیار، گروه جامعه شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا، شهرضا، ایران
4 دانشیار، گروه علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا، شهرضا، ایران
5 استادیار، گروه روابط بین الملل، دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان (خوراسگان) اصفهان)، ایران.
doi
10.30510/psi.2022.239638.1226چکیده
هدف این نوشتار ارایه تحلیلی جامعهشناختی از دلالتهای سرمایه اجتماعی بر توسعه سیاسی است. حسب انتظارات نظری، «سرمایه اجتماعی» تقویتکننده «توسعه سیاسی» است. برای آزمون این گزاره نظری، متغیر «سرمایه اجتماعی» به سه بعد «ساختاری»، «شناختی» و «ارتباطی» تجزیه شد که در مجموع توسط هفت خردهمقیاس «شبکهها»، «روابط»، «همکاری»، «ارزشها»، «فهم متقابل»، «اعتماد» و «تعهد» مورد اندازهگیری قرار گرفت. متغیر «توسعه سیاسی» با تاکید بر مشارکت سیاسی توسط هشت خردهمقیاس سنجیده شد. روش این پژوهش دلفی فازی است. گردآوری دادهها، با استفاده از پرسشنامه حاوی مقایسههای زوجی و نمرهگذاری براساس مقیاس پنج درجهای لیکرت انجام گرفت. حسب نتایج، میتوان چنین اظهار کرد که سرمایه اجتماعی طیفی از تاثیرات کمابیش متفاوت بر ابعاد مختلف توسعه سیاسی را دارد به طوری که دارای اثر افتراقی بر مشارکت سیاسی است. بطور مشخص، روابط، همکاری و ارزشهای اجتماعی بیش از هر چیزی نقش تعیینکنندهای در «تشکیل کمپینهای سیاسی» دارند تا در «اعتراض سیاسی». از سوی دیگر هر نوع «دخالت در ایجاد تغییرات ساختار سیاسی» از رهگذر «اعتماد اجتماعی» و «تعهد اجتماعی» امکانپذیرتر است تا از طریق «شبکههای اجتماعی». مهمترین نکته آن است که توسعه سیاسی در معنای رادیکال که معطوف به ایجاد تغییرات در ساختار سیاسی است از طریق ایجاد و تقویت اعتماد و تعهد اجتماعی امکانپذیر است.