«سیاست حقوقی خارجیِ» دولتها و ارتباط آن با «سیاست حقوقی» دیوان بینالمللی دادگستری
نویسندگان
1 دانشیار دانشکدة حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشآموخته دکتری حقوق بینالملل، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22059/jplsq.2021.312649.2609چکیده
حقوق بینالملل در مواجهه با مسائل مختلف موجود در جامعة بینالمللی همواره به شکلی واحد عمل نمیکند. این امر بدینسبب است که در پسِ پشت این نظام حقوقی، مانند هر نظام دیگر، کارگزارانی انسانی قرار دارند که هریک مطابق مفروضات و پیشفرضهای خود به فهم و تفسیر اصول و قواعد حقوقی بینالمللی میپردازند. در این میان، دولتها – بهعنوان تابعان اصلی نظام حقوق بینالملل - با درکی ویژه از حقوق بینالملل سعی میکنند «منافع ملیِ» خود را به حداکثر برسانند. نوشتار حاضر در تلاش است تا بهواسطة مفهوم «سیاست حقوقی خارجی»، اصناف عوامل دخیل در این نوع سیاست دولتها را در راستای حلوفصل مسالمتآمیز اختلافهای بینالمللی تحلیل کند و نشان دهد این سیاست چگونه به نظام فیصلة اختلافهای بینالمللی بهطور عام، و تصمیمات دیوان بینالمللی دادگستری بهطور خاص، جهت میدهد و در مقابل، سیاست حقوقی دیوان، به نوبة خود، بر سیاست حقوقی دولتهای طرف اختلاف تأثیر میگذارد.