تاثیر فرهنگ وتمدن غرب در باستانگرایی و پیدایش ناسیونالیسم قوم گرایانه در دوره رضاشاه پهلوی
نویسندگان
1 گروه تاریخ،واحدشبستر،دانشگاه آزاد اسلامی، شبستر ،ایران(نویسنده مسئول)
2 گروه تاریخ، دانشگاه دولتی ارومیه ،ارومیه،ایران
3 گروه تاریخ،واحدشبستر،دانشگاه آزاد اسلامی، شبستر ،ایران
4 گروه تاریخ، واحد شبستر، دانشگاه آزاد اسلامی، شبستر، ایران
doi
10.30510/psi.2022.276695.1606چکیده
ناسیونالیسم قوم گرایانه به ابزاری در دست قدرتهای استعماری اروپا برای ترویج قومگرایی، مقابله با اسلام و تضعیف وحدت مردم سرزمینهای جهان اسلام تبدیل شده است ظهور ایدئولوژی ناسیونالیسم طی تحولات سیاسی برآمده از دورهی رنسانس در اروپا و تحولات فکری و فرهنگی متعاقب آن عصر در طول قرون هفدهم تا نوزدهم میلادی، تأثیر بسیار قابل ملاحظهای بر چهرهی سیاسی و فرهنگی غالب کشورهای جهان برجای گذاشته است. با تأسیس سلطنت پهلوی،رضاخان کوشید با اتخاذ ایدئولوژی ناسیونالیسم و وطنپرستی، برای حکومت خود مشروعیت سیاسی استواری فراهم کند. یک نگاه گذرا به تاریخ نگاری ملی گرایانهی سدهی اخیر در ایران، نشان می دهد که این نوع نگاه به تاریخ و استفاده از آن، نه تنها موجبات وحدت و غرور ملی را فراهم نیاورده، بلکه موجب قوم گرایی شدید و بعضا جداییطلبانه میان اقوام ایرانی شده است که قبلا در ایران وجود نداشت. در این مقاله سعی شده که چگونگی استفادهی ابزاری از تاریخ برای تثبیت دعاوی ملی گرایانه رضاشاه پرداخته شود .