لیبرتاریانیسم و حق بر مالکیت خصوصی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد

2 دکتری حقوق عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات اصفهان

3 دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد میمه

4 دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی، دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی

doi
10.30510/psi.2024.262013.1562
چکیده

لیبرتاریانیسم فلسفه‌ای سیاسی و حقوقی است که منحصراً به استفادۀ صحیح از زور، مربوط است و از اِعمال خشونت علیه اشخاص یا حقوق قانونی و مشروع و اموال و دارایی آن‌ها، حمایت می‌کند. این نظریه دراین‌خصوص بحث می‌کند که چه چیزهایی باید غیرقانونی تلقی شوند. در این مکتب نظریه مالکیت مشخص می‌کند چگونه می‌توان تعیین نمود چه افرادی صاحب – دارنده حق کنترل - منابع کمیاب خاص هستند. با داشتن یک قاعده عادلانه و عینی برای تخصیص کنترل منابع کمیاب به صاحبان خاص، ممکن است تعارضات استفاده از منابع کاهش یابد. غیر مالکین می‌توانند به راحتی از تجاوز به حدود و ثغور دارایی - یعنی از استفاده از دارایی- بدون رضایت مالک خودداری کنند. نظریه مالکیت نه تنها مربوط به کسب اولیه حقوق مالکیت بلکه از بین رفتن و انتقال آنها است. نظریه شبه جرم و مجازات، به عنوان زیرمجموعه نظریه عمومی مالکیت، توصیف می‌کند که چگونه اقدامات تجاوزگرایانه یا سهل انگاری، تغییردهنده حق نسبت به منابع کمیاب است. نظریه قرارداد، نحوه انتقال حقوق در نتیجه توافق داوطلبانه بین مالک و دیگران را مشخص می‌کند. در حالی که برخی از توافقات داوطلبانه قابل اجرا هستند، برخی دیگر قابل اجرا نیستند. سؤال لیبرتارین ها این است که چه موقع و به چه دلیل توافقات از نظر قانونی قابل اجرا هستند. به عبارت دیگر، حقوق چگونه به طور داوطلبانه منتقل می‌شوند؟ در این مقاله به شیوه توصیفی تحلیلی به تشریح این موضوع اشاره خواهیم داشت.