بررسی مقایسه ای تحولات اقتصادی ایران در دولت های هاشمی و پهلوی دوم بر اساس مدل داگلاس نورث
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه علوم سیاسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
2 استادیار، گروه علوم سیاسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
3 استادیار، گروه علوم سیاسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
4 استادیار، گروه روابط بین الملل، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
doi
10.30510/psi.2023.380442.4224چکیده
هاشمیرفسنجانی در این نگاه جدید، «سازندگی» و «تعدیل» را بهعنوان دو محور اساسی تصمیمات دولت سازندگی ترسیم کرد. در کنار سیاستهای تعدیل اقتصادی، سیاستهای حمایت از اقشار آسیبپذیر نیز بهعنوان مکمل برنامه اقتصادی دوران تثبیت در کابینه رفسنجانی به تصویب رسید. این برنامههای حمایتی در تلاش بود تا بار ناشی از تغییر سیاستهای اقتصادی را از روی دوش اقشار آسیبپذیر بردارد، سیاستی که بیانگر نگاه کابینۀ دوران سازندگی بر لزوم آسیبزدایی از برنامههای توسعه اقتصادی است. اما در دوران پهلوی دوم، اقتصاد ایران از جمله بخشهایی است که در طول دوران گذشته، کمتر تحوّل تاثیرگذار و درونزایی را در آن شاهد بودهایم. در یک دورۀ طولانی، اقتصاد ایران بر بخش کشاورزی و تولید کالاهای سنتی متّکی بود، اگر در دورههایی، احداث برخی از کارخانهها مورد توجه قرار گرفتند نه تنها این تولیدات بومی نشدند، بلکه به طور پراکنده و در نقاط خاصی متمرکز بودند. در این پژوهش تلاش شده است تا با روش تحلیل محتوا به بررسی مقایسهای تحولات اقتصادی ایران در دولتهای هاشمی و پهلوی دوم بر اساس مدل داگلاس نورث بپردازیم.