اساس جانشینی دولتها در زمینۀ تعهدات ناشی از اعمال متخلفانۀ بینالمللی
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق بینالملل، دانشکدۀ حقوق دانشگاه قم، قم، ایران
2 استادیار گروه حقوق بینالملل، دانشکدۀ حقوق دانشگاه قم، قم، ایران
doi
10.22059/jplsq.2019.264536.1819چکیده
جانشینی دولتها در زمینۀ تعهدات ناشی از اعمال متخلفانۀ بینالمللی، به لحاظ موضوعی، ذیل مقولۀ کلانتر جانشینی در زمینۀ مسئولیت بینالمللی مطرح است که در مورد آن نظرهای مختلفی وجود دارد. مقالۀ حاضر، کوشیده است تا با روش توصیفی-تحلیلی، به این پرسش پاسخ دهد که اساس جانشینی کشورها در زمینۀ تعهدات ناشی از اعمال متخلفانۀ بینالمللی چیست؛ ازاینرو، نخست به تبیین دیدگاه مبنی بر عدم انتقال مسئولیت، بهعنوان امری که قائلان به عدم جانشینی کشورها در زمینۀ تعهدات ناشی از اعمال متخلفانه بدان تکیه کردهاند، پرداخته و سپس اصل عدم زوال مسئولیت را، بهعنوان گزارهای که قائلان به جانشینی کشورها در زمینۀ تعهدات یادشده به آن استناد کردهاند، بررسی کرده است. براساس نتایج تحقیق پیش رو، جانشینی کشورها در زمینۀ تعهدات ناشی از اعمال متخلفانۀ بینالمللی، بهرغم تمام نظرهای مخالفی که بهویژه در آثار کلاسیک حقوق بینالملل وارد شده است، با مانعی در حقوق بینالملل مواجه نیست تا در برابر انتقال تعهدات ناشی از اعمال متخلفانۀ بینالمللی به دولت جانشین مقاومت کند. بررسی این گزاره، موضوع مقالۀ پیش روست.