بررسی تأثیر سیاستگذاریها و برنامههای دولتها در مشارکت اجتماعی و سیاسی دولتهای پس از انقلاب اسلامی بر روند اعتماد سیاسی جامعه بلوچستان
نویسندگان
1 گروه علوم سیاسی - اندیشه سیاسی و مسائل ایران، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 گروه علوم سیاسی- جامعه شناسی سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 گروه علوم سیاسی - جامعه شناسی سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
4 گروه علوم سیاسی- جامعه شناسی سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.30510/psi.2022.361626.3954چکیده
یکی از پارامترهای مهم در مشارکتهای اجتماعی، اعتماد سیاسی است. اعتماد یکی از جنبههای مهم روابط انسانی و زمینهساز مشارکت و همکاری میان اعضای جامعه است. اعتماد باعث تسریع مبادلات در زمینههای مختلف شده و منجر به همکاری و تعامل بیشتر در جوامع قومی میگردد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی نقش مشارکت اجتماعی در ارتقاء اعتماد سیاسی در بلوچستان ایران، پس از انقلاب اسلامی میباشد. چارچوب نظری این تحقیق بر مبنای سرمایه اجتماعی مبتنی بر نظریه فوکویاما و زتومکا درباره ارتباط متقابل بین مشارکت اجتماعی و اعتماد سیاسی است. روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی بوده و برای گردآوری دادهها از مطالعه میدانی، منابع کتابخانهای اینترنتی و مصاحبه استفاده شده است. یکی از عوامل اصلی کاهش مشارکت بلوچها در ساختار بالای اداری و سیاسی، بیاعتمادی سیاسی حکومت نسبت به جامعه بلوچستان میباشد که این امر، نتیجه ساختارهای اجتماعی و سیاسی جامعه است که ریشه در فرهنگ اعتماد و روابط متقابل آنها داشته و حاصل رویدادها و ذهنیات گذشته جامعه بلوچستان از روشهای رفتاری حکومتهای تمرکزگرای استبدادی و خودکامه پیش از انقلاب، نسبت به آنهاست. رفتارها و باورها بهعنوان یک ساختار نسبتاً بادوام رفتارها و باورهای سیاسی جامعه بلوچستان و حکومت مرکزی را درگذشته و حال شکل داده و هدایت میکند. به دلیل همین موضوع، در جامعه بلوچستان نسبت به اتخاذ سیاستهای حکومت، بیاعتمادی نسبی وجود دارد.