تحلیل تعارضات همسایگی و برخی پیامدهای آن در شهر تهران
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه خوارزمی
doi
10.22059/ijsp.2015.58569چکیده
همسایگی از جمله مهمترین واحدهای اجتماعی بوده که به نوعی قلب اجتماع محلی و تقویتکنندۀ پیوندهای اجتماعی است. با وجود این، همسایگی میتواند باعث رنج و درد مردم شود. این تحقیق با استفاده از نظریۀ پیر بوردیو (میدان، عادتواره و ناسازی) در پی توصیف و تبیین تعارضات همسایگی و مسائل ناشی از آن در شهر تهران است. روش مورد استفاده در این تحقیق، کیفی است. با بهرهگیری از ابزار مصاحبههای عمیق سعی شده است تا تصویر روشنی از چگونگی و چرایی تعارضات و رنجهای همسایگی و برخی پیامدهای آن بهدست آید. یافتههای تحقیق نشان میدهد، اکثر ساکنان جامعۀ مورد مطالعه، تجربۀ مشترکی از ناسازی و عدم توافق با همسایههای دیگر داشتند. نزاع میان همسایهها، سلب آسایش، در هم ریختگی فضای درونی آپارتمان و عدم درک متقابل از یکدیگر تنها بخشی از مشکلات زندگی آپارتماننشینی در منطقۀ مورد مطالعه بود. چنین مشکلاتی به لحاظ شخصی باعث خستگی و فرسودگی و به لحاظ همسایهداری موجب ایجاد دشمنی و کینهتوزی میان همسایهها شده است. این تعارضات، پیامدهایی مانند کاهش نوعدوستی را به دنبال داشته است.