چالش های طبقات اجتماعی با دولت ایران عصر صفوی (1148-907)
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای گروه علوم سیاسی، گرایش جامعه شناسی سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استاد گروه تاریخ، واحد علوم و تحقیقات ، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار گروه علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.30510/psi.2023.382959.4249چکیده
طبقات اجتماعی در ادوار مختلف نقش مهمی را در چالش یا تعامل با دولت ها داشته اند. دوران صفویه نیز از این امر مستثنی نبود و طبقات اجتماعی به عنوان یک عامل تاثیرگذار در تحولات سیاسی – اجتماعی عمل کرده اند. در دوره صفویه نیروها و طبقات مختلف روابط گستردهای با نهاد قدرت و حکومت داشتند؛ به طوری که شبکه نسبتاً پیچیدهای از روابط متقابل بین طبقات اجتماعی و حکومت مرکزی ایجاد شد. این ارتباط در دورهای به تعامل مثبت به گروههای اجتماعی خاصی میانجامید و در دورهای هم زمینههای چالش بین آنان را فراهم مینمود. بر این اساس، پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای به دنبال بررسی چالش طبقات اجتماعی با دولت درایران عصر صفوی میباشد. لذا یافتههای پژوهش حاکی از آن است که در دوره صفویه روابط گسترده-ای بین چهار نهاد روحانیت، ایلات، کشاورزان و بازرگانان و دیوان سالاران با حکومت شکل گرفت. در این دوره با توجه به شرایط و نحوه شکلگیری حکومت صفویه که مبتنی بر ترکیبی از نیروهای ایلی و قدرت ایدئولوژیک بود، در ابتدا ایلات نقش مؤثری در قدرت به شمار میآمدند و در دورههای بعد با تثبیت قدرت حکومت مرکزی و توجه به مشروعیت حکومت توجه به علما افزایش و از قدرت ایلات و قبایل کاسته شد و نیروهای جدیدی وارد دستگاه حکومت شدند. به نوعی موازنه قدرت موجبات تعامل و تقابل دولت صفویه با طبقات و گروههای اجتماعی دیگر را در پی داشت.