فرهنگ و سیاست: بررسی تطبیقی تاثیر سیاستگذاری فرهنگی بر قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و ترکیه (مطالعه موردی صنایع فرهنگی)
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای سیاستگذاری عمومی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران
2 استادیار علوم سیاسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران
3 استادیار روابط بین الملل، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران
doi
10.30510/psi.2021.252141.1305چکیده
با توجه به اهمیت روزافزون فرهنگ در روابط بینالملل و تأثیرگذاری این مؤلفه بر کشورها و به ویژه اثربخشی عناصر فرهنگی ایران و ترکیه؛ نگارنده در چارچوب نظریه قدرت نرم و سیاستگذاری فرهنگی با رویکرد مقایسهای به این پرسش اساسی پرداخته است: بین دو کشور ایران و ترکیه در سیاستهای فرهنگی تأثیرگذار بر قدرت نرم، چه وجوه اشتراک و اختلافی وجود دارد؟ فرضیه مقاله بر این مبنا قرار دارد که با توجه به همسانی/ناهمسانی الگوی ساختاری و الگوی اجرایی سیاستگذاری فرهنگی دو کشور، شباهت/تفاوتهایی در کاربرد ابزارهای سیاستگذاری فرهنگی بر قدرت نرم در حوزه صنایع فرهنگی به صورت خاص وجود دارد. یافتههای پژوهش نشان داد، سیاست-گذاری فرهنگی در حوزه صنایع فرهنگی توسط ایران و ترکیه برای تولید قدرت نرم در خاورمیانه و بخشهایی از اروپا و آفریقا مورد استفاده قرار گرفته است. در خصوص ایران تحولات منطقهای، مشکلات اعتباری، سیاست تمرکزگرایی فرهنگی، عدم استقلال اقتصادی رسانهها، عدم حمایت دولت از صنایع فرهنگی، افزایش فرقهگرایی در جهان و ناتوانیهای ایران در نفوذ به کشورها از طریق ابزارهای جذاب قدرت نرم را میتوان برای عدم موفقیت ایران در حفظ وجهه مطلوب خود در منطقه برجسته کرد. ترکیه نیز تا سال 2013 به عنوان یک بازیگر مهم در عرصه قدرت نرم مورد بود؛ بااین حال محدودیتهای آزادی بیان، سانسور رسانهای و سرکوب مخالفان بر روی رتبه فعلی قدرت نرم ترکیه نیز تأثیر گذاشت و به دلیل عقبماندگی دموکراتیک، ظرفیت جذب مخاطبان بینالمللی به ویژه در غرب کاهش یافت.